تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب الطاهرين ( فارسي ) — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨
نداد كه الّا كه چنان بود كه خبر داد . « 1 » باقر عليه السّلام گويد كه : حقّ تعالى بهشت بديشان نموده بود با حور و قصور . مرد خود را به زور در پيش تير و نيزه و شمشير و مانند آن مىداشت تا به منزل خويش رسد به بهشت . حسين عليه السّلام در آن روز جبّهء خز داشت پوشيده . و آنچه بر اندام مبارك وى بود از زخمها سيصد و اند جايگاه بود از سنگ و تير و نيزه و شمشير مانند آن . حسين عليه السّلام به كنار فرات آمد تا آب بياشامد . مردى از آل حمير مانع شد وى را از آب خوردن . حسين عليه السّلام گفت : اللّهمّ امته عطشا . آن لعين يك سبوى آب بر دهان نهادى و بياشاميدى و سير نشدى . حسين بن كثير روزى گفت با اصحاب خويش : بياييد تا پيش آن عدوّ اللّه رويم . آن لعين وى را با اصحاب بنشاند و سبوى پيش وى آوردند بياشاميد به تمامت تا شكم و پيشابى آن لعين بتركيد و به دوزخ رسيد . و گويند كه : حسين عليه السّلام به كنار فرات رفت و كفى آب برداشت تا بياشامد . منادى بر آمد كه : لشكر در خيام زنان افتاد . آب خوردن ترك كرد و روى به خيمه نهاد . تا به خيمه رسيد ، صد و شصت مرد را به دوزخ رسانيده بود و از جانب راست و چپ پس و پيش خويش كشته . حكايت : اصمعى گويد كه : چون يزيد كافر لعين به عبيد اللّه زياد عليه اللّعنه فرستاد عيال و اولاد حسين را به من فرست ، اهل كوفه از منافقان جمله به تشييع ايشان بيرون آمدند تا به نجف و وداع ايشان بكردند . امّ كلثوم تمثّل كرد به شعر ابو اسود الدّئلى :
هامش
( 1 ) - بنگريد به : امالى صدوق / 478 - 480 .