بايد كه تو توليت دفن و غسل من كنى و تو نماز بر من كنى . پس بيفتاد و چنان كه بود بمرد . « 1 »
حمزه حمران گفت : روزى در خدمت صادق ذكر حسين عليه السّلام كردم و ذكر تخلّف محمّد بن الحنفيّه از وى . صادق گفت كه : چون حسين عليه السّلام عزم كوفه كرد ، كاغذ بخواست و بر آنجا نوشت : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم . من الحسين بن علىّ الى بنى هاشم . امّا بعد : فانّه من لحق بى منكم استشهد . و من تخلّف لم يدرك الفتح . و السّلام .
عبد العزيز گويد كه : من نزديك به صادق بودم كه وى گفت : جمعى پيش حسين رفتند و گفتند : از براى ما از فضل شما حديثى بگوى كه حق تعالى شما را بر آن بر عالميان تفضيل نهاد . حسين عليه السّلام گفت : شما طاقت نداريد استماع آن . شما جمله دور شويد و يكى از جملهء شما پيش من آيد و حديثى از فضل ما استماع كند . يكى را اختيار كردند و باقى دور شدند . آن شخص از آنجا برخاست مبهوت العقل بر صفت صرعى چندانكه سخن مىگفتند هيچ جواب نداد .
و مصداقه قول الباقر عليه السّلام : انّ حديثنا اهل البيت صعب و مستصعب لا يحتمله الّا [ ملك ] مقرّب او نبىّ مرسل او عبد امتحن اللّه قلبه للايمان . « 2 »
صادق عليه السّلام گويد كه : چون پهلوى حسين عليه السّلام بر زمين آمد ، عرش حق تعالى بلرزيد و ملائكهء آسمان و حملهء عرش بر ساق
هامش
( 1 ) - الثاقب / 344 - 345 .
( 2 ) - بصائر الدرجات / 21 - 28 ، تفسير الفرات / 6 .