دَريز : شهري كوچك ، [ در كنار راه كازرون ] با بازارى نيكو وكارگران بسيار كتان دارد .
كازرون « 1 » : بزرگ وآباد است ، « دمياط » [ كوچك ] عجمان [ وسيستان ناشناخته ] بشمار مىرود زيرا پارچههاى كتاني « كسب » « 2 » و « شطوى » هر چند نازك « 3 » در آنجا بافته وصادر مىشود ، مگر آنها * كه در « توّز » ساخته مىشود . شهر همه كاخ وباغ ونخلستان است كه از چپ وراست كشيده شده . سمساران بزرگ وبازار فراخ ، پركار ، پر بركت با ميوهء فراوان وساختمانها ودرختها دارد . بيشتر خانهها با جامع بر تپّهايست كه بايد از آن بالا روند . بازار وكاخهاى بازرگانان پائين است . عضد الدولة سرايى [ با چهار در كه درون آن سرايى ديگر براي فروش پارچه ] ساخت سمساران را در آن گرد آورده است وسودش براي سلطان روزى ده هزار درم مىباشد . سمساران در اين شهر كاخهاى زيبا واستوار دارند . اين روستا همانند روستاهاى سگستان همه از كشتزارهاى [ كتان ] نخلستانها ودژها به هم پيوسته است . رودخانه ندارد بجز كاريزها وچاههائى [ اندك ] .
خُرّه : بلند آوازه ، بر سر كوهى پر نخل است ونهرى از پائين شهر مىگذرد . مركز خرما وشيرينى است .
نوبندگان : شهري دلگشا ، نامبردار است ، كاخ أبو طالب « 4 »
و
هامش
( 1 ) ياقوت معرفى اين شهر را از مقدسي نقل كرده است .
( 2 ) متن : قصب . كه معرب كسب نوعي پارچهء هندى بوده است ( لغتنامه ) .
( 3 ) متن : وان كانت من عطب . ياقوت : وإن كانت حطبا . براي معنى حطب چ ع 196 : 7 نيز ديده شود .
( 4 ) ابن أثير در رويدادهاى 314 گويد : كلوذانى به وزير نوشت : أبو طالب