رخ داد ] « 1 » .
بجه : بزرگ وكوهستانى است ، ساختمانها از سنگ ، جامع در بازار است . فراخى روستايش دو مرحله راه است ، برف نيز در آنجا مىبارد .
هزار : كوچك است [ يك جامع ] وروستائى بزرگ دارد . از كاريز رو باز مىآشامند .
كول : جامعي آبادان در ميان بزازان وقصابان ونانوايان دارد كه سوى ديگرش [ مانند ] ميدانست . از نهر مىآشامند [ گلاب نيكو مىسازند ] .
گور : شهري خوش وزيبا ودلگشا وفرحزا ومركز گل است ، داراى ويژگيهاى نيكو ويك منارهء استوار وزيبا است . با اين همه ، شهري مستحكم نيز هست ، دژى بلند پايه در ميان دارد . گسترش روستايش به يك مرحلهء كوتاه مىرسد . آباديها آن را فرا گرفته ، از يك نهر وكاريزهاى پاكيزه مىآشامند . اين شهر ، خود گردشگاهى بشمار است ولى فراورده تخمهاش نيز در جهان نامبردار است . چون نامش « گور » در فارسي معنى قبر دارد ، هر گاه عضد الدولة بدانجا شد مردم مىگفتند :
« ملك به گور رفت » « 2 » وأو را خوش آيند نبود ، پس نامش را « پيروز آباد » نهاد ، يعنى « در كاملترين دولت » « 3 » .
هامش
( 1 ) عبارت ميان دو قلاب [ . . . ] در متن مقدسي نيامده بلكه ياقوت در ( 2 :
576 : 12 ) به مقدسي نسبت داده است .
( 2 ) جمله فارسي بالا را مقدسي با همين عبارت آورده است .
( 3 ) متن : [ يعنى في أتم دوله ] . عبارت ياقوت : [ ومعناه : أتم دولته ]