شهرستان « 1 » :
قصبهء « شاپور » است . در گذشته آباد وپرجمعيت وخوب بوده ولى امروز درمانده * وحومهء آن ويران شده است ، ولى باز هم پربركت ومركز ويژگىهاى متضاد است . هم أترج دارد ، هم روغنهاى گوناگون ، نى ، زيتون ، انگور با نرخهاى ارزان . فرآوردههاى شير بسيار است . شهري دلگشا با باغها وچشمه سار . مسجدهايش سرپوشيده گرمابهها خوب ، خانها بسيار ، مردم وارسته وعارف ، هم يخ دارند هم ميوههاى گوناگون ، باغها خوشبو از ياسمين ، در آنها ، هم خرما بيني ، هم انجير ، هم خرنوب شگفتانگيز . ساختمانها از گچ وسنگ ، جامع در بيرون شهر ميان باغستانى زيبا وخوش جا دارد . شهر چهار دروازه دارد : دروازهء هرمز ، دروازهء مهر ، دروازهء بهرام ، دروازهء شهر . گردش خندقى است ، نهر به دور قصبه مىگردد كه با پلها از آن مىگذرند .
كنار شهر دژى بنام « دنبلا » هست كه جلو آن مسجدى است ، ودر ميانش مسجد ديگر كه با سنگ سياه فرش شده محرابى دارد كه گويند پيامبر ( ص ) در آن نماز گزارده . مسجد خضر نيز در آنجا است . نزديك دژ ، زندانى پيش از اسلام هست كه ديوارها از مرمر دارد . شهر در بالاى كوهى ساخته شده كه دو درهء پر درخت وباغ ودهها دارد . بيرون شهر پلى بزرگ هست ، هنگامى كه من در آنجا بودم بريده شده بود . يك بازار بنام بازار كهنه دارند . شهر ويرانه وسبك شد ومردم آن كاهش يافته « كازرون » رو نقش بر گرفته است . آبشان نيز سنگين است ، روى مردم زرد بيمار گونه است ، دانشمندى بزرگ ندارند .
هامش
( 1 ) ياقوت معرفى « شهرستان » را از مقدسي گرفته كوتاه كرده است ( 3 : 342 ) .