است . [ ونزديك دروازهء شيراز با سنگ سياه سنگچين شده است ] ساختمانها گلين است . جويها به نهر دارند وحوضآبها در شهر . بالاى شهر كم آب است . آب ايشان چون از شاليزار مىگذرد ، خوب نيست .
حبوبات ، أنار ومحصول [ برنج خوب وحبوب ] فراوان دارند ولى حماقت نيز دارند .
هرات : شهري كوچك است ، جامع وچند دكان وخانه دارد .
بيشتر بازار وساختمانها در ربض است . نهرى بزرگ از آن مىگذرد اين شهر دروازه دارد وباغها همه را مىگرفته است ، سيب خوب ، زيتون وديگر ميوهها را دارد ، آب ايشان سنگين است [ زنانشان بدنامند ] گويند : زنان در هنگام شكوفهء « غبيرا » « 1 » همچون گربهها « 2 » گشتى ورزند .
[ شهر از آن عبد الرحمن وزير شاه خراسان است ] « 3 » .
جرما : بزرگ است . بازارى آباد وبنزديك آن يك جامع دارد كه دو در به بازار دارد . * از كاريزهائى رو باز روى زمين مىآشامند .
ده اشْتُران « 4 » : كوچك است ونزديك آن ديهى هست . جامعي با يك منارهء بلند دارد كه در بازارى كوچك است . نهر در پائين شهر روان گرد آن باغها است .
بَوَّان : روستايى بزرگ در ميان كوهستان دارد كه نهرى آن را مىشكافد وشهر بي باغ در دو سوى آنست .
هامش
( 1 ) درخت سنجد . واژهء عربى نيست ( لغتنامه ، از معرب ) قزوينى
( 2 ) متن ، كما تغتلم السنانير . قزوينى نيز همين عبارت را آورده است ( ص 281 ) ياقوت : كما تغتلم القطاط .
( 3 ) ده عبد الرحمن چ ع 445 : 4 ( استخرى ع 101 : 6 پ 115 ، 129 ، 131 ) .
( 4 ) قرية الجيال ( دخويه ) .