تَوَّز « 1 » : كوچك است ولى به سبب پوشاكى كه از كتان مىسازند وآن را « توّزى » خوانند نامبردار است . بيشتر آن را در كازرون سازند ولى اينان ماهرند وبهتر مىسازند . نهرى بزرگ در كنار شهر روانست .
ميان جامع وبازار كوچه هست . از كوه بدور است .
خشت : در ميان كوهستان ، روستائى فراخ ودژى نامبردار دارد .
بازارش آباد است ، از نهرى بزرگ مىآشامند .
زَمّ كُردان « 2 » : روستا ونهرى در ميان كوهستان دارد كه باغ ونخلستانهايش را سيراب مىكند با خيرات وبركت است . *
استخر :
قصبهاى باستانى است . در كتابها ودر ميان مردم نامبردار است .
مقام اداريش نيز والا است جايگاه ديوانها مىبوده ولى امروز بر كنار وكوچك شده ومردمانش كاهش يافتهاند . من آن را به « مكة » [ بيت المقدس ] همانند كردهام كه دو دره با دو كوه دارد . جامع آن مانند جامعهاى شام در بازار است وستونهاى گرد دارد كه سر ستونش همانند سر گاو است وگويند آتشكده بوده است . بازارها از سه سو آن را فرا گرفتهاند . در ميان شهر دره مانندى هست كه نهر در آن روان است ودر سمت دروازهء خراسان پلى شگفتانگيز بر آن وباغي زيبا كنار آن
هامش
( 1 ) ياقوت آن را به دو صورت توز وتوج هر دو آورده وگويا « توژ » با سه نقطه بوده است . أو گويد . مرزبان اين شهر « سهرك » به سال 18 يا 19 ه كشته شد وشهر به دست عمر افتاد ومىافزايد پارچهء توزى از كتان نازك چون « منخل تور » مىبافند واكنون بيشتر در كازرون مىبافند .
( 2 ) متن زم با ( ز ، نقطهدار ) است ولى دخويه ويراسگر كتاب هنگام تهيهء فهرست اعلام آن را در حرف ( ر : بىنقطه ) آورده است 447 : 5 وپانوشت آن .