عسل بسيار دارد .
نيريز : بزرگ است ، جامع در كنار بازار ، آبشان از كاريزها است ، روستاى آنجا بيست در بيست فرسنگ است . من به ديگر شهرهايش نرفتهام ولى شنيدم كه مرفه وخوش قواره هستند .
شيراز « 1 » :
مركز اين سرزمين ، شهري كثيف ، تنگ وتازه ساز است ، مردمش بد لهجه با عادات ناپسندند . نه سرور قابل اعتماد ونه راهها فراخ ونه أديب دارند . درستكارانشان لوطى ، بازرگانان فاسق ، سلاطين ستمگرند . مردم بازار از تنگى در فشار ، گفتار بيشتر ايشان غير از كردارشان مىباشد . بىلنگ به گرمابه در مىآيند ، سرشان به پنجره درها مىخورد . مجوسان در آنجا بىنشانه راه مىروند ، طيلسان پوشان را حرمت ندارند . من خود طيلسان پوشى مست ديدم ، گدايان ونصارا هم حق پوشيدن آن دارند . فاحشة خانهها آزادند ، آداب گبران بكار برده شود . خطبهها از بسيارى سروصدا شنيده نمىشود . گورستانها جايگاه فاسقان است . در جشنهاى كافران ، بازارها آذين بندى مىشود ماليات بر دكانها سنگين . هر كسى از شهر بيرون مىرود بايستى جواز بگيرد .
داخل وخارج شوند ، زندانى مىشود ، زندگانى در آن دشوار ، وخراج سنگين است . مردم لذت داده نچشيده وراه راست نديده ، كشتزارها با دولاب سيراب شوند ، انگور وانجير گران ، نان نيكو ندارند . از كوتاهى پنجرهها در آزارند ، دو چارپا از تنگى در بازار نتوانند رفت . سخن مردم نيش وكناية دارد . ولى هوايش در تابستان
و
هامش
( 1 ) ياقوت نكوهش مقدسي از شيراز را ياد كرده است .