است مردم بيني آميخته با آن آب است ، موميائى خالص جز در گنجينهء شاهان يافت نشود .
فُرْج : شهريست نه بزرگ ولى يك جامع وگرمابه دارد كه در اين سرزمين بي مانند است . شهر پر بركت است ، در ميان آن تپه وبالاى آن دژى هست آب نيز از يك سو مىآيد .
برك : در پستى « 1 » در دو فرسنگى كوه است ، جامع در كنار بازار ، زيبا وپاكيزه است . از كاريزها مىآشامند .
جويم : أبو احمد « 2 » ، مادر شهر بشمار آيد ، گسترهء روستايش ده فرسنگ است . كوهها آن را فرا گرفته ، همه نخلستان وباغ است . از كاريزها ونهرى كوچك كه در سمت بازار است آب مىنوشند . ميان جامع وبازار كوچهاى دراز هست . وآن بر تپهاى زيبا است كه با پنج پله بالا روند ، ودر ميانش حوضي است كه از باران پر شود ، وهر روز به اندازهء نياز از آن بر گيرند .
روستاى روستا « 3 » : كوچك است وبازارش بزرگ نيست ولى * روستايش چهار در چهار فرسنگ همه باغ وآب ودرخت است . از نهرى كه به شهر آيد مىنوشند .
تارم : در مرز « كرمان » است . جامع از بازارش دور . از يك شاخه نهر كه به شهر در مىآيد سيراب مىشوند . باغ ونخلستان
و
هامش
( 1 ) متن : هودة [ هوية ] هوتگودا ( ياقوت 4 : 995 : 16 )
( 2 ) جويم را جويم أبو احمد نيز گويند . وأبو احمد از أهل فضل مردم آنجا است كه بسال 324 در گذشته است . ( ياقوت 2 : 164 ) .
( 3 ) متن : ورستاق الرستاق .