هزار است . سپس به سقاها فرمود : چه اندازه از مردم مكه بيرون آمدهاند گفتند : هر كس كه توان داشته ، بيرون آمده است . پيامبر ( ص ) روى به مردم كرد و فرمود : مكه پارههاى جگر خود را به سوى شما افكنده است .
پيامبر ( ص ) سپس از ايشان پرسيد : آيا كسى هم برگشته است گفتند : آرى ابن ابى شريق - اخنس - با بنى زهره برگشته است . پيامبر فرمود : با آنكه خود كامياب و رهنمون شده نيست آنان را كامياب ساخته است ، هر چند تا آنجا كه مى دانم با خدا و كتاب خدا ستيزهگر است . پيامبر ( ص ) سپس پرسيد : آيا كس ديگرى هم غير از ايشان برگشته است گفتند : آرى ، خاندان و اعقاب عدى بن كعب هم برگشتهاند . پيامبر ( ص ) آنان را رها كرد و به ياران خود فرمود : رأى خود را در مورد اين جايگاه كه در آن فرود آمدهايم باز گو كنيد و به من بگوييد . حباب بن منذر برخاست و گفت : اى رسول خدا آيا اينجا كه فرود آمدهاى جايگاهى است كه خداوندت فرمان داده و فرود آورده است اگر چنين است كه ما را نشايد گامى از آن فراتر يا عقب تر رويم ، اگر چارهانديشى و جنگ و رايزنى است سخن گوييم . رسول خدا فرمود : حتما جنگ و رايزنى و چارهانديشى است . حباب گفت : در آن صورت اينجا لشگرگاه مناسبى نيست . ما را به نزديكترين آبهاى اين قوم ببر كه من به همه جا و چاههاى آن دانايم ، آنجا چاهى است كه شيرينى آب آن را مى دانم وانگهى آبش چندان فراوان است كه فروكش نخواهد كرد ، كنار آن حوضى مى سازيم و در آن ظرفها را قرار مى دهيم و آب مى آشاميم و جنگ مى كنيم و دهانهء چاههاى ديگر را با خاك انباشته مى كنيم .
واقدى مى گويد : ابن عباس مى گفته است : جبريل ( ع ) بر پيامبر ( ص ) نازل شد و گفت : رأى درست همان است كه حباب مى گويد . پيامبر ( ص ) فرمود : اى حباب رأى درست زدى ، و برخاست و پيشنهادهاى او را انجام داد .
واقدى مى گويد : خداوند آن شب آسمان را برانگيخت - باران آمد - درهء بدر در جانب مسلمانان نرم و ملايم بود و راه رفتن براى آنان دشوار نبود و حال آنكه در جانب قريش چنان نبود و با آمدن باران قادر به حركت و كوچ كردن از آن نبودند و ميان دو لشكر تپهها و بر آمدگيهاى شنى بود .
واقدى همچنين مى گويد : در آن شب بر مسلمانان خواب چيره شد و آسوده خوابيدند و باران چندان نبود كه آنان را آزار دهد . زبير بن عوام مى گويد : خداوند آن شب چنان خواب را بر مسلمانان چيره ساخت كه من با آنكه سخت پايدارى مى كردم و زمين زيرم ناهموار بود ولى طاقت نياوردم و جز خواب چاره نبود . پيامبر ( ص ) و يارانش
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 87
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٨٧