تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
واقدى مى گويد : آنچه ميان بنى كنانة و قريش بود ، چنين است كه پسر بچه‌اى از حفص بن احنف يكى از افراد خاندان بنى معيط بن عامر بن لوى به جستجوى شتر گم شده‌اى بيرون شد . او پسركى بود كه بر سر زلف و كاكل و بر تن جامه‌اى زيبا داشت و خوش چهره بود . پسرك از كنار عامر بن يزيد بن عامر بن ملوّح بن يعمر كه يكى از سران بنى كنانه و ساكن ضجنان - نام كوهى نزديك مكه - بوده است گذشت . عامر به او گفت : پسر تو كيستى گفت : پسر حفص بن احنفم . عامر گفت : اى بنى بكر مگر شما از قريش خونى نمى خواهيد گفتند : چرا . گفت : هر كس اين پسر را به جاى مردى هم بكشد حسابش را كامل گرفته است . مردى از بنى بكر كه خونى از قريش مى خواست آن پسر را تعقيب كرد و كشت . قريش در آن باره اعتراض و گفتگو كردند . عامر بن يزيد گفت : ما خونهاى بسيارى بر عهدهء شما داريم ، چه مى خواهيد اگر مى خواهيد ديه‌هايى را كه ما از شما مى خواهيم بپردازيد تا ما هم آنچه را بر عهدهء ماست بپردازيم . و اگر مى خواهيد اين خونى است كه ريخته شده است و مردى در قبال مردى . و اگر مى خواهيد شما از آنچه بر ما داريد بگذريد ما هم از آنچه بر شما داريم مى گذريم . خون آن پسر بچه در نظر قريش خوار آمد و گفتند : راست مى گويد ، مردى به مردى . و خون او را مطالبه نكردند . در اين ميان برادر آن پسر مكرز بن حفص در مر الظهران به طور ناگهانى به عامر بن يزيد برخورد كه سوار بر شتر خويش بود . عامر بن يزيد سالار بنى بكر بود ، مكرز همين كه عامر را ديد گفت : اينك پس از آنكه به اصل چيزى رسيده‌ام چرا در جستجوى آثارش باشم . او كه شمشير به دست داشت شتر خود را خواباند و بر عامر حمله كرد و او را كشت و شبانه به مكه آمد و شمشير عامر بن يزيد را بر پرده‌هاى كعبه آويخت . بامداد آن شب كه قريش شمشير عامر را بر پرده‌هاى كعبه ديدند دانستند مكرز بن حفص او را كشته است كه قبلا از او در اين باره سخنى شنيده بودند . بنى بكر هم از كشته شدن سالار خويش افسرده و بى تاب شدند و آماده بودند كه در قبال او دو يا سه تن از سران قريش را بكشند . در همين حال خبر كاروان و فرياد خواهى رسيد و بدين سبب بود كه قريش از بنى بكر نسبت به زنان و كودكانى كه در مكه مى ماندند نگران بودند و چون سراقه از زبان شيطان چنان گفت قريش گستاخ شدند . واقدى مى گويد : قريش شتابان بيرون رفتند و همراه خود زنان آوازه خوان همراه با ساز و برگ نوازندگى بردند . ساره كنيز عمرو بن هاشم بن عبد المطّلب و عزه كنيز اسود بن مطّلب و فلانه كنيز امية بن خلف را همراه بردند و آنان در همهء منازل طول راه آواز