تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
مى خواندند . قريش شتران پروار مى كشتند ، با سپاه و به قصد جنگ حركت كردند . نهصد و پنجاه جنگجو بودند ، صد اسب هم براى خود نمايى و تكبر يدك مى كشيدند ، همانگونه كه خداوند متعال در كتاب خود فرموده است « و مباشيد چون آن كافران كه از خانه‌هاى خود به قصد سركشى و نمايش به مردم بيرون آمدند » و ابو جهل مى گفت : آيا محمد مى پندارد كه او و اصحابش از ما به همان بهره مى رسند كه در نخله رسيدند ، به زودى خواهد دانست كه ما كاروان خود را حفظ مى كنيم يا نه . مى گويد [ ابن ابى الحديد ] : سريه نخله ، سريه‌اى است كه پيش از جنگ بدر صورت گرفت و اميرش عبد الله بن جحش بود و در آن سريه عمرو بن حضرمى هم پيمان بنى عبد شمس كشته شد . او را واقد بن عبد الله تميمى با تيرى كه به او زد كشت . حكم بن كيسان و عثمان بن عبد الله بن مغيره هم اسير شدند و مسلمانان شتران ايشان را كه پانصد شتر بود به غنيمت در ربودند . پيامبر ( ص ) آن غنايم را به پنج بخش كرد و چهار صد شتر را ميان مسلمانانى كه در آن سريه شركت داشتند و شمارشان دويست تن بود تقسيم فرمود كه به هر مرد دو شتر رسيد . واقدى مى گويد : اسبها در اختيار توانگران و نيرومندان ايشان بود ، سى اسب در خاندان مخزوم بود . شمار شتران هفتصد بود . اسب سواران همگى زره بر تن داشتند و شمارشان صد بود . علاوه بر آن ميان پيادگان هم كسانى زره داشتند . واقدى مى گويد : ابو سفيان همراه كاروان همچنان پيش مى آمد . او و يارانش همين كه نزديك مدينه رسيدند به شدت ترسيدند . به نظر آنان مدت خبر بردن ضمضم و بيرون آمدن قريش بسيار دير شده بود . چون شبى فرا رسيد كه فرداى آن كنار آب بدر مى رسيدند شتران متوجه رسيدن به آب بودند ، كاروانيان آن شب را در محلى دور تر از بدر مانده بودند و در اين فكر بودند كه اگر مورد حمله قرار نگيرند فردا صبح در بدر باشند . ولى شتران براى رسيدن به آب آرام نداشتند . ناچار به آنان پاى بند زدند ، حتى به برخى از شتران دو پاى بند زدند ولى آنان از شوق رسيدن به آب نعره مى كشيدند . با اينكه نيازى نداشتند ، كه روز قبل آب خورده بودند . كاروانيان مى گفتند : عجيب است كه اين
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 74 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى