تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
آنان هر كسى را كه از حركت بازشان دارد متهم مى سازند . ضمضم اين خبر را در بطن يأجج به حارث داده بود . گويند : خردمندان قريش رفتن به بدر را ناخوش داشتند و برخى به سراغ برخى ديگر رفتند . از جمله كسانى كه در آن كار درنگ مى كردند و ترديد داشتند حارث بن عامر و امية بن خلف و عتبه و شيبه دو پسر ربيع و حكيم بن حزام و ابو البخترى و على بن امية بن خلف و عاص بن منبه بودند . سرانجام ابو جهل آنان را متهم به ترس كرد . عقبة بن ابى معيط و نضر بن حارث بن كلده هم ابو جهل را يارى مى دادند و آنان را به خروج تشويق مى كردند و مى گفتند اين ترس و بيم و خوددارى از خروج كار زنان است ، و مى گفتند همگى هماهنگ شويد . قريش هم مى گفتند نبايد هيچكس از دشمنان را پشت سر خود - در مكه - باقى بگذاريد . واقدى مى گويد : از چيزهايى كه دليل بر كراهت حارث بن عامر و عتبه و شيبه براى بيرون شدن به جنگ بدر دارد يكى هم اين است كه نه هيچيك آنان به كسى مركبى داد و نه كسى را سوار كردند . اگر كسى از هم پيمانها كه در شمار ايشان بود و مركب نداشت پيش آنان مى آمد و مركب از آنان مى خواست مى گفتند : اگر مال دارى و مى خواهى حركت كنى چنان كن ، و گرنه بر جاى خود باش و اين موضوع در حدى بود كه قريش هم دانستند . واقدى مى گويد : و چون قريش تصميم به خروج و حركت گرفتند از دشمنى و ستيز ميان خود و قبيله بنى بكر ياد آوردند و ترسيدند كه آنان بر كسانى كه در مكه باقى مى گذارند حمله آورند ، و از همه بيشتر عقبة بن ربيعة از اين موضوع بيم داشت و مى گفت : اى گروه قريش بر فرض كه شما بر آنچه مى خواهيد پيروز شويد ، ما نسبت به كسانى كه اينجا مى مانند و زنان و كودكان و افراد ناتوان هستند تأمين نداريم . در اين باره نيك بينديشيد و رايزنى كنيد . ابليس به صورت سراقة بن جعشم مدلجى براى ايشان ظاهر شد و گفت : اى گروه قريش شما شرف و مكانت مرا در قوم من مى دانيد ، من متعهد مى شوم اگر قبيله كنانه بخواهند كارى را كه ناخوش داريد نسبت به شما انجام دهند از عهده برآيم . عتبه آرام گرفت و ابو جهل به او گفت : ديگر چه مى خواهى اين سالار كنانه است كه پناه افرادى كه باقى مى مانند خواهد بود . عتبه گفت : ديگر چيزى نيست و من بيرون خواهم آمد .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 72 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى