تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
مى گفته است : اى معشر قريش اى آل بن غالب ، كالا و كاروان خود را دريابيد كه محمد همراه ياران خود متعرض آن شده است ، كمك كمك به خدا سوگند خيال نمى كنم بتوانيد آن را دريابيد . ضمضم ميان دره مكه چنين فرياد مى كشيد . او هر دو گوش شتر خود را بريده و جهاز آن را باژگونه كرده بود و جلو و پشت پيراهن خويش را دريده بود و مى گفت : من پيش از آنكه وارد مكه شوم همچنان كه بر شتر خود بودم خوابم برد و به خواب ديدم در وادى مكه از سوى بالا به پايين خون روان است . ترسان از خواب بيدار شدم و آن را براى قريش خوش نداشتم و بر دلم چنان گذشت كه براى جانهاى ايشان مصيبتى خواهد بود . واقدى مى گويد : عمير بن وهب جمحى مى گفته است : من هرگز چيزى شگفت انگيزتر از كار ضمضم نديده‌ام ، شيطان بر زبان او سخن مى گفت و تصريح مى كرد كه گويى ما از خود هيچ اختيارى نداشتيم ، آنچنان كه همگى بر شتران هموار و سركش بيرون آمديم . حكيم بن حزام هم مى گفته است : آن كسى كه آمد و از ما خواست كه براى نجات كاروان حركت كنيم انسان نبود كه بدون ترديد شيطان بود . به او گفته شد : اى ابو خالد چگونه بود مى گفت : من از اين جهت شگفت مى كنم كه هيچ اختيارى از خود نداشتيم . واقدى مى گويد : مردم آماده شدند و چنان بود كه از كار يكديگر غافل شدند و مردم بر دو گونه بودند ، گروهى خود عازم شدند و گروهى كسى را به جاى خود گسيل مى داشتند . قريش از خواب عاتكه ترسان شدند و بنى هاشم شاد گرديدند ، و سخنگوى بنى هاشم گفت : هرگز نه چنان است كه شما پنداشته‌ايد كه ما دروغ مى گوييم و عاتكه دروغ مى گويد . قريش سه روز و گفته‌اند دو روز بر جاى ماندند و خود را مجهز مى ساختند و سلاحهاى خود را بيرون مى آوردند و سلاح مى خريدند و نيرومندان ايشان ناتوانان را تقويت مى كردند . سهيل بن عمرو همراه تنى چند از سران قريش برخاست و گفت : اى گروه قريش اين محمد و جوانان از دين برگشته شما و مردم يثرب كه همراه اويند بر كاروان و كالاهاى شما حمله آورده‌اند ، اينك هر كس مركب مى خواهد اين مركب آماده و هر كس نيرو و يارى مى خواهد ، آماده است . زمعة بن اسود برخاست و گفت : سوگند به لات و عزّى كه هيچ كارى و خطرى بزرگتر از طمع محمد و اهل يثرب براى شما وجود ندارد كه مى خواهند متعرض كاروانى شوند كه همهء گنجينه و اندوخته شما در آن است . همگان آماده شويد و هيچكس از شما باز نايستد و هر كس نيرو و توان
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 65 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى