تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
او بگوييد اى دشمن خدا ، خداوند را حقوقى در شب است كه در روز آن را نمى پذيرد و حقوقى در روز است كه در شب آن را نمى پذيرد . حسن بصرى سپس مى گفت : چگونه مى توانستند چنين بگويند كه بالاى سر هر يك گبرك تنومندى با شمشير ايستاده بود . گويد : خليفگان اموى و مروانى زن و فرزند خوارج عرب و غير عرب را به اسيرى مى گرفتند و هنگامى كه قريب و زحاف ، كه دو تن از سران خوارج بودند ، كشته شدند ، زياد زن و فرزندشان را به اسيرى گرفت و يكى از دختران ايشان را به شقيق بن ثور سدوسى داد و دختر ديگرى را به عباد بن حصين داد . دخترى از عبيدة بن هلال يشكرى و دخترى از قطرى بن فجاءة مازنى اسير شدند . دختر قطرى در سهم عباس بن وليد بن عبد الملك قرار گرفت ، نام آن دختر ام سلمه بود . عباس به اعتقاد خودش با او معامله كنيز زر خريد مى كرد و با او هم بستر شد و آن زن مومل و محمد و ابراهيم و احمد و حصين پسران عباس را براى او زاييد . و اصل بن عمرو القنا اسير شد ، او را به بردگى گرفتند . سعيد صغير حرورى هم اسير شد ، او را هم به بردگى گرفتند . مادر يزيد بن عمر بن هبيره هم از زنان اسير شدهء عمان بود كه مجاعه آنان را به اسيرى گرفته بود . بنى اميه هرگاه مردى وام دار مى شد ، او را مى فروختند و معتقد بودند كه او برده مىشود . معن پدر عمير بن معن كاتب آزاد و وابسته خاندان بنى عنبر بود و او را در قبال وامى كه داشت فروختند و ابو سعيد بن زياد بن عمرو عتكى او را خريد . حجاج على بن بشير بن ماحور را هم به سبب اينكه فرستاده مهلب را كشته بود به بردگى به مردى از قبيله ازد فروخت . اما در مورد كعبه چنين بود كه حجاج به روزگار حكومت عبد الملك آن را ويران كرد . وليد بن يزيد هرگاه كه از مستى به هوش مى آمد ، نماز به سوى غير قبله مى گزارد و چون تذكرش دادند اين آيه را خواند : « به هر كجا روى كنيد همانجا روى خداوند است . » حجاج در كوفه ضمن خطبه از كسانى كه در مدينه مرقد رسول خدا ( ص ) را زيارت مى كنند سخن گفت و افزود مرگ بر ايشان باد كه بر چوبهاى پوسيدهء ويران طواف مى كنند ، كاش بر گرد كاخ امير المؤمنين عبد الملك طواف كنند ، مگر نمى دانند كه
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 403 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى