تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
خليفهء شخص بهتر از رسول اوست گويد : بنى اميه بر گردن مسلمانان داغ بردگى مى زدند ، همان گونه كه بر اسب داغ مى نهند . مسلم بن عقبة با همهء مردم مدينه كه ميان ايشان باقيماندگان صحابه و فرزندان ايشان و صالحان تابعان بودند با اين شرط بيعت كرد كه همگان بردهء خانه زاد امير المؤمنين ( ) يزيد بن معاويه باشند غير از على بن حسين ( ع ) كه از او به عنوان برادر و پسر عموى يزيد ( ) بيعت گرفت . گويد : همچنين بر كف دست مسلمانان داغى مى نهادند كه نشان بردگى ايشان باشد همان گونه كه بر اسيران جنگى رومى و حبشه‌اى داغ مى نهادند . خطباى بنى اميه به سبب آنكه خطبه نماز جمعه را به درازا مى كشاندند روى منبر چيزى مى خوردند و مى آشاميدند و مسلمانان هم زير منبر مى خوردند و مى آشاميدند . دنباله اين افتخار كردن بنى هاشم و بنى اميه كه پنجاه صفحهء ديگر شرح اين خطبه را در بر دارد گاه موضوعاتى خارج از بحث تاريخى است و به جدل و مناظره بيشتر شبيه است ، به اين جهت براى خوانندگان گرامى گزينه‌اى از بقيهء بحث كه به نظر قاصر اين بنده بيشتر جنبهء تاريخى دارد ، ترجمه مىشود و به لطايف آن قناعت خواهد شد . جاحظ مى گويد : اگر افتخار به درست انديشى و سخن پسنديده باشد ، چه كسى مثل عباس بن عبد المطلب و پسرش عبد الله بن عباس است و اگر در سرورى و اصالت رأى و حكمت و ارزش گران باشد ، چه كسى همچون عبد المطلب است و اگر افتخار به فقه و علم و شناخت تأويل و قياس استوار و زبان آورى و ايراد خطبه‌هاى طولانى باشد چه كسى همتاى على بن ابى طالب ( ع ) و عبد الله بن عباس است . گفته‌اند ، عبد الله بن عباس به هنگامى كه عثمان در محاصره بود در مكه خطبه‌اى ايراد كرد كه اگر تركان و ديلمان آن را مى شنيدند بدون ترديد مسلمان مى شدند . در مورد ابن عباس ، حسان بن ثابت چنين سروده است : هرگاه با سخنان گزيده‌اى كه هيچ حشوى در آن نمى بينى سخن گويد ، جاى هيچ