كشته شدگان در كدى و كشته شدگان در كثوة - نام دو محل است - كه هنوز دفن نشدهاند اشك ديدگان را فرو ريختند و چه بسيار كسانى كه كنار دو رودخانهء زاب و كنار رودخانهء ابى فطرس كشته شدند . ما به شما پاسخ مى دهيم كه « كشتارگاه حسين و زيد و آن را كه كنار مهراس كشته شد - يعنى حمزه - و آن ديگرى را كه در حران در غربت و فراموشى به خاك سپرده شد - يعنى ابراهيم امام - را به ياد آوريد . وانگهى شما خود احوال پدرتان مروان و ناتوانى او را مى دانيد ، او مردى بود كه نه فقه مى دانست و نه به زهد و صلاح و روايت اخبار شناخته شده بود و نه افتخار مصاحبت داشته است و نه همتى بلند ، و جز اين نيست كه نخست سرپرستى امور روستايى از روستاهاى داربجرد را از سوى ابن عامر عهده دار شد و سپس هم از سوى معاويه والى بحرين شد .
وانگهى مروان همهء ياران و پيروان خود را جمع كرده بود كه با عبد الله بن زبير بيعت كند و عبيد الله بن زياد او را از آن كار باز داشت . مروان در جنگ مرج راهط كه در اطاعت از او سرهاى مردم از دوش جدا مى شد و فرو مى افتاد چنين مى گفت : آنان را زيانى جز كشته شدن افراد نيست و هر كدام از دو امير قريش پيروز شود مهم نيست .
اين سخن ، سخن كسى است كه شايستگى حكومت بر يك چهارم منطقه و يك پنجم جايى را ندارد . مروان يكى از كسانى است كه به سبب سخن ناهنجارى جان باخته و به دست زنان كشته شده است . اما پدر مروان ، حكم بن عاص ، كسى است كه چگونگى راه رفتن پيامبر ( ص ) را تقليد مى كرد و در ساعات خلوت پيامبر ( ص ) سخنان آن حضرت را دزدانه گوش مى داد و پيامبر ( ص ) او را تبعيد و نفرين فرمود و او در راه رفتن خود مى لرزيد . ابو بكر و عمر هم همچنان او را در حال تبعيد باقى گذاشتند و از برگرداندن او به مدينه خوددارى كردند و شفاعت عثمان را در آن باره نپذيرفتند . چون
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 400
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٤٠٠