تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣

فضل بنى هاشم بر بنى عبد شمس

سزاوار است اينجا فضل بنى هاشم بر بنى عبد شمس را در دورهء جاهلى بيان كنيم . برخى از فضايل و امتيازات ايشان در اسلام هم بيان مىشود . استقصاى فضايل ايشان برون از حد شمار است و بديهى است كه انكارش ممكن نيست ، چه فضيلتى بالاتر از آن كه تمام اسلام يعنى محمد ، صلى اللّه عليه و آله ، و آن حضرت هاشمى است . ضمن همين مبحث آنچه را هم كه بنى اميه براى فضيلت خود حجت آورده‌اند بيان مى كنيم و مى گوييم شيخ ما ابو عثمان مى گويد ، شريفترين مناصب و خصال قريش در جاهليت لواء و نداوت و سقايت و رفادت و سرپرستى زمزم و پرده دارى بوده است و اين مناصب در دورهء جاهلى از خاندانهاى بنى هاشم و عبد الدار و عبد العزى بوده است و بنى عبد شمس را در آن بهره‌اى نبوده است . جاحظ مى گويد : با در نظر گرفتن اين موضوع كه شرف عمده اين مناصب در اسلام هم به بنى هاشم اختصاص يافته است ، زيرا اين پيامبر ( ص ) بود كه چون مكه را فتح فرمود و كليد كعبه در دست او قرار گرفت و آن را به عثمان بن طلحه عنايت كرد ، بنابراين شرف آن به كسى برمى گردد كه كليد را صاحب شده است نه به كسى كه بعد كليد را به او داده‌اند . همچنين لواء را پيامبر ( ص ) به مصعب بن عمير داد ، بنابراين آن كسى كه مصعب لواء را از دست او دريافت كرده است به شرف و مجد سزاوارتر است و شرف رسول خدا موجب مزيد شرف خاندان او ، يعنى بنى هاشم ، است . گويد : محمد بن عيسى مخزومى امير يمن بود ، ابىّ بن مدلج او را هجو كرد و ضمن آن چنين گفت : همانا نبوت و خلافت و سقايت و مشورت در خاندان ديگرى غير از شماست . » گويد : شاعرى از فرزند زادگان كريز بن حبيب بن عبد شمس كه در خدمت محمد بن عيسى بود و از جانب او ابن مدلج را هجو گفت و او هم ضمن آن چنين سروده است : . . . چيزى جز تكبر و كينه‌توزى نسبت به پيامبر و شهيدان ميان شما نيست ، برخى از شما تقليد كنندهء لرزان و برخى تبعيد شده و برخى كشته‌اى هستند كه اهل آسمان لعنتش مى كنند ، براى ايشان سرپرستى زمزم و هبوط جبريل و مجد سقايت رخشان است .