تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
براى ظهور پيامبرى محمد ( ص ) و آغاز كرامتى است كه خداوند براى او اراده فرموده است و خواسته است كه اين درخشش و شكوه پيش از ظهور محمد ( ص ) براى او باشد تا در همهء آفاق شهره شود و جلال محمدى در سينهء خسروان و فراعنه و ستمگران جاى گيرد و معاند را مغلوب كند و گرد نادانى را از نادان بزدايد . بنابراين ، چه كسى مىتواند با مردانى كه نياكان محمد ( ص ) بوده‌اند همسنگى و همتايى كند ، و بر فرض كه موضوع نبوت را كه خداوند در پناه آن عبد المطلب را گرامى داشته است كنار نهيم و فقط به بيان اخلاق و كردار و خويهاى پسنديدهء او بسنده كنيم ، كمتر انسانى به پاى او مى رسد و چيزى همتاى او نخواهد بود . و اگر بخواهيم كراماتى را كه خداوند متعال به عبد المطلب ارزانى داشته است از جوشيدن چشمه‌هاى آب از زير سينه و زانوهاى شترش در سرزمين خشك بى گياه و آنچه به هنگام قرعه‌كشى و تير بيرون آوردن و ديگر صفات شگفت انگيز براى او رخ داده است بر شمريم امكان پذير است ، ولى دوست داريم برهان و دليلى جز چيزهايى كه در قرآن مجيد موجود است و در شعر كهن جاهلى و غير آن آمده و بر زبان خواص و عوام و راويان اخبار و بردارندگان آثار جارى است عرضه نداريم . گويد : ديگر از چيزهايى كه غير از موضوع فيل در قرآن مجيد مذكور است ، اين گفتار خداوند متعال است كه مى فرمايد : لِإِيلافِ قُرَيْشٍ ( براى گرد آمدن و الفت قريش ) و راويان در اين موضوع اتفاق نظر دارند كه نخستين كسى كه اين كار را براى قريش انجام داده هاشم بن عبد مناف بود و چون او درگذشت عبد شمس در آن كار جانشين او شد و چون او درگذشت نوفل كه از ديگر برادران كوچكتر بود آن را بر عهده گرفت . و چنين بود كه هاشم مردى بود كه بسيار به سفر و بازرگانى مى رفت ، زمستان به يمن و تابستان به شام مى رفت ، او سران قبايل عرب و برخى از پادشاهان يمن و شام را نظير خاندان عباهله در يمن و يكسوم در حبشه و اميران رومى شام را شريك سود بازرگانى خود قرار داد و بخشى از سود را براى آنان قرار داد و براى ايشان شترانى همراه شتران خود مى برد و بدين گونه زحمت سفر را از دوش آنان برمى داشت به شرط آنكه آنان هم
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 366 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى