است « بر خلفا رشك بردى و ستم ورزيدى . اين را از نيم نگاه تو و سخن زشت و آههاى سرد تو و درنگ تو از بيعت با خلفا دانستيم . » نقيب گفت : بسيارى از مردم اين دو نامه را از يكديگر نمى شناسند و مشهور در نظرشان همان نامهء ابو مسلم خولانى است . ولى اين الفاظ را هم در همان نامه افزودهاند و حال آنكه صحيح آن همان چيزى است كه گفته شد يعنى در نامهاى است كه ابو امامه آن را آورده است . مگر نمى بينى كه على ( ع ) در اين نامه به آن پاسخ داده است . بديهى است اگر چنين چيزى در نامه ابو مسلم مى بود آنجا پاسخ مى داد .
سخن ابو جعفر نقيب به پايان رسيد .
[ ابن ابى الحديد سپس به شرح الفاظ و تركيبات اين نامه پرداخته است و امثال و كنايات را روشن ساخته است و آنگاه مباحث زير را كه خالى از جنبههاى تاريخى و اجتماعى نيست آورده است . ]
ازدواجهاى ميان بنى هاشم و بنى عبد شمس
سزاوار است كه اينجا ازدواجهاى ميان بنى هاشم و بنى عبد شمس را ياد آور شويم .
پيامبر ( ص ) دو دختر خود رقيه و ام كلثوم را به همسرى عثمان بن عفان بن ابى العاص در آورد و دخترش زينب را در دورهء جاهلى به همسرى ابو العاص بن ربيع بن عبد العزّى بن عبد شمس در آورد . ابو لهب بن عبد المطلب ، ام جميل دختر حرب بن اميه را در دورهء جاهلى به زنى گرفت ، و پيامبر ( ص ) ام حبيبة دختر ابو سفيان بن حرب را به همسرى خود درآورد ، و عبد الله بن عمرو بن عثمان فاطمه دختر حسين بن على ( ع ) را به همسرى گرفت .
شيخ ما ابو عثمان از قول اسحاق بن عيسى بن على بن عبد الله بن عباس نقل مىكند كه مى گفته است به ابو جعفر منصور دوانيقى گفتم : اكفاء ما براى ازدواج كردن چه كسانى هستند گفت : دشمنان ما . پرسيدم : آنان كيستند گفت : بنى اميه اسحاق بن سليمان بن على مى گويد : به عباس بن محمد گفتم اگر دختران قبيلهء ما