تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
رفعت منزلت و مزيد شهرتش گردد ولى هاشم داراى پسرى چون عبد المطلب است كه بدون هيچ گفتگويى سالار وادى مكه و از همگان زيباتر و بخشنده‌تر و با كمالتر بوده است . او سالار زمزم و ساقى حاجيان و كسى است كه موضوع فيل و پرندگان ابابيل را بيان داشته است ، و پسر عبد شمس اميهّ است كه به خودى خود ارزش نداشته است و داراى لقبى نبوده است بلكه در پناه نام پسرانش از او نام برده مىشود . در حالى كه عبد المطلب داراى نام و لقب شريف است و او را شيبة الحمد مى گفته‌اند . مطرود خزاعى در مدح او مى گويد : « اى شيبة الحمد كه روزگارش به عنوان بهترين اندوخته براى اندوخته‌گران او را ستوده است . . . » حذافة بن غانم عدوى ضمن مدح ابو لهب به پسر خود خارجة بن حذافه توصيه مىكند كه خود را به بنى هاشم وابسته سازد و ضمن ابياتى چنين سروده است : . . . پسران شيبة الحمد گرامى كه همهء كارهايش ستوده است و تاريكى شب را همچون ماه تمام روشن مى سازد . . . و ضمن همين ابيات از ابو لهب ، يعنى عبد العزى پسر عبد المطلب ، به صورت ابو عتبه نام برده است كه داراى دو پسر به نامهاى عتبه و عتيبة است . عبدى هم در دوره جاهلى هنگامى كه مى خواهد دربارهء خود مبالغه كند مى گويد : ميان مردم خاندانى چون خاندان ما نمى بينى غير از فرزندان عبد المطلب . شرف عبد شمس وابسته به شرف پدرش عبد مناف بن قصى و نوادگان خود يعنى فرزندان اميه است و حال آنكه شرف هاشم در خود او و به سبب پدرش عبد مناف و به سبب پسرش عبد المطلب است و اين چيز روشنى است ، همان گونه كه آن شاعر در سخن خود توضيح داده و گفته است : همانا عبد مناف گهرى است كه آن گهر را عبد المطلب آراسته است . ابو عثمان - جاحظ - مى گويد : ما نمى گوييم عبد شمس شريف نبوده است ولى شرف درجاتى دارد ، و خداوند متعال به عبد المطلب در روزگار خودش كراماتى ارزانى فرموده است و به دست او كارهايى را جارى كرده و كرامتش را چنان آشكار فرموده است كه نظير آن جز براى پيامبران مرسل صورت نگرفته است . در سخن او به ابرهه سالار فيل و بيم دادن او را به پروردگار كعبه و اينكه خداوند سخن او را محقق فرمود و فيل را از حركت بازداشت و لشكريان ابرهه را با پرندگان ابابيل نابود و با سنگهاى سجيل همچون علف نيم خورده فرمود برهانى شگفت و كرامتى گران نهفته است و آماده سازى
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 365 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى