بسيار و پسران ما اندك شوند و از بى شوهر ماندن دختران بيمناك شويم آنان را به كدام يك از قبيلههاى قريش بدهيم ، او براى من اين بيت را خواند : خاندان عبد شمس همچون خاندان هاشم اند وانگهى برادران پدر و مادرى هستند .
دانستم چه چيز را اراده كرده است و سكوت كردم .
ابوب بن جعفر بن سليمان مى گويد از هارون الرشيد در اين باره پرسيدم ، گفت : پيامبر ( ص ) به افراد خاندان بنى عبد شمس دختر داد و رعايت اصول دامادى ايشان را مى ستود و مى فرمود : « در مورد داماد خود نكوهيده نيستيم و دامادى ابو العاص بن ربيع را نكوهيده نمى داريم . » شيخ ما ابو عثمان مى گويد : چون دو دختر پيامبر كه يكى پس از ديگرى همسر عثمان بودند درگذشتند پيامبر ( ص ) به اصحاب خود فرمود : « چرا عثمان را منتظر مى داريد مگر پدرى كه دخترى بى شوهر يا برادرى كه خواهرى بى شوهر داشته باشد ميان شما نيستند من دو دختر خود را به همسرى او درآوردم و اگر دختر سومى هم مى داشتم ، همان كار را مى كردم . » گويد ، عثمان بن عفان به همين سبب به ذو النورين ملقب شد .
على ( ع ) سپس خطاب به معاويه نوشته است ، چگونه شرف شما مىتواند چون شرف ما باشد ، در حالى كه پيامبر ( ص ) از ماست و تكذيب كننده ، يعنى ابو سفيان بن حرب ، از شماست كه دشمن رسول خدا و تكذيب كنندهء آن حضرت و جمع كنندهء لشكر براى جنگ با او بوده است . اين سه تن كه در قبال يكديگر بودهاند ، يعنى پيامبر ( ص ) در قبال ابو سفيان و على ( ع ) در قبال معاويه و حسين ( ع ) در قبال يزيد ، ميانشان دشمنى هميشگى و پايدار بوده است ، و اينكه على ( ع ) فرموده است : « اسد الله از ماست » يعنى حمزه و « اسد الاحلاف از شماست » ، يعنى عتبة بن ربيعه و شرح اين موضوع ضمن جنگ بدر داده شد .
قطب راوندى گفته است : منظور از مكذب يعنى هر كس از قريش كه با پيامبر ( ص ) ستيز و او را تكذيب كند و مقصود از « اسد الاحلاف » يعنى اسد بن عبد العزى و افزوده است اين بدان سبب است كه خاندان اسد بن عبد العزى يكى از خاندانهايى بودند كه در حلف المطيبين شركت داشتند و آن خاندانها ، خاندان اسد بن عبد العزى و خاندان عبد مناف و خاندان تميم و خاندان زهره و خاندان حارث بن فهر بودند ، و اين سخنى شگفت است كه قطب راوندى توجه نكرده است كه لازم بوده است على ( ع ) در قبال
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 361
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٦١