تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
بنابراين ، جوابى را كه سيره نويسان نقل كرده‌اند و نصر بن مزاحم آن را در كتاب صفين آورده است نمى توان صحيح دانست ، و اگر همان كه آنان آورده‌اند صحيح باشد در اين صورت اين يكى نمى تواند پاسخ آن باشد . گفت : چنين نيست كه هر دو ثابت و روايت شده است و هر دو كلام امير المؤمنين ( ع ) و الفاظ همان حضرت است و به من گفت : بنويسم و من گفتار نقيب را كه چنين گفت نوشتم . نقيب ، كه خدايش رحمت كناد ، گفت : معاويه همواره بر على عيب مى گرفت و مى گفت كه ابو بكر و عمر با او چگونه رفتار كرده‌اند و حق او را به زور گرفته‌اند و اين موضوع را با حيله‌گرى و به عمد در نامه‌هاى خود مى نوشت و در پيامهاى خود مى گنجاند تا بتواند آنچه را در سينه على ( ع ) نهفته است بر زبان و قلم او آورد و همين كه على ( ع ) آن را نوشت و بر زبان آورد از آن براى تحريك مردم شام دليل آورد و به پندار ياوهء خود اين موضوع را هم بر گناهان على در نظر شاميان بيفزايد . تهمتى كه شاميان به على ( ع ) مى زدند اين بود كه او عثمان را كشته است يا مردم را براى كشتن او تحريك كرده است . و طلحه و زبير را هم كشته و عايشه را به اسيرى گرفته است و خونهاى مردم بصره را ريخته است ، و فقط يك اتهام و خصلت ديگر باقى مانده بود و آن اين بود كه در نظر ايشان ثابت شود كه على ( ع ) از ابو بكر و عمر هم تبرى مى جويد و آن دو را به ستم و مخالفت با فرمان رسول خدا در موضوع خلافت نسبت مىدهد و اينكه آن دو با زور و ستم بر خلافت دست يازيده‌اند و حق او را غصب كرده‌اند . بديهى است كه چنين اتهامى بهانهء بزرگى بود كه نه تنها مردم شام را بر او تباه مى كرد بلكه عراقيان را هم كه ياران و لشكريان و خواص او بودند بر او مى شوراند ، زيرا عراقيان هم به امامت شيخين - ابو بكر و عمر - اعتقاد داشتند مگر گروهى اندك از خواص شيعه . معاويه نامه‌اى را كه همراه ابو مسلم خولانى فرستاد بدين منظور فرستاده بود كه على را خشمگين سازد و به خيال خودش او را وادار كند كه در پاسخ اين جملهء او كه نوشته بود ابو بكر افضل مسلمانان است ، چيزى بنويسد كه متضمن طعن و سرزنشى بر ابو بكر باشد ، ولى پاسخ على ( ع ) غير واضح بود و در آن هيچ گونه تصريحى به ستم و جور ابو بكر و عمر نبود و تصريحى هم به برائت آنان نداشت ، گاهى بر آن دو رحمت فرستاده بود و گاه فرموده بود هر چند كه حق مرا گرفتند ولى من آن را به آن دو بخشيدم . بدين جهت بود كه عمرو بن عاص به معاويه پيشنهاد كرد نامه ديگرى براى على ( ع ) بنويسد كه نظير همان نامهء نخست باشد تا ضمن تحقير على ، او را تحريك كند و خشم او را وادار به نوشتن سخنى كند كه آن دو به
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 358 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى