احنف مى گويد : با هزار شتر كه گرفتم از پيش او برگشتم و به خدا سوگند تا اين ساعت نفهميدهام كه او كه بود .
نامه ( 24 )
از وصيت آن حضرت كه با اموال او چه كنند و آن را پس از بازگشت از صفين مرقوم فرموده است در اين وصيت كه با اين عبارت شروع مىشود « هذا ما امر به عبد الله على بن ابى طالب امير المؤمنين فى ماله ابتغاء وجه الله ليولجه به الجنّة و يعطيه به الامنه » ( اين چيزى است كه بندهء خدا على بن ابى طالب ، امير المؤمنين ، دربارهء اموال خود دستور مىدهد و براى خشنودى خدا و اينكه او را به بهشت درآورد و امانش دهد . ) ابن ابى الحديد در شرح خطبه ، نخست چنين اظهار داشته است : طرفداران عثمان در اين مورد عتاب آغاز كرده و گفتهاند ابو بكر مرد و دينار و درهمى باقى نگذارد و حال آنكه على ( ع ) درگذشت و اموال بسيارى از خود به جا گذارد و مقصود ايشان نخلستانها است . در پاسخ آنان گفته مىشود ، همگان مى دانند كه على ( ع ) با دسترنج خود و به تن خويش در مدينه و ينبع و سويعة آبهاى فراوانى استخراج و زمينهاى بسيارى را احياء و آباد كرده است و سپس آنها را از تملك خود بيرون كرده و به عنوان صدقه جاريه براى مسلمانان وقف فرموده است و در حالى كه چيزى از آن در اختيارش باشد نمرده است .