تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
خاندان صريم بن يربوع بود . آنان در مقابل و روبه‌روى زياد بن عمرو و همراهان ازدى او بودند . حارثة بن بدر غدانى هم به سرپرستى افراد بنى حنظله و مقابل قبيله بكر بن وائل قرار گرفت . قبيله عمرو بن تميم را هم برابر افراد عبد القيس قرار دادند . حارثة بن بدر براى احنف اين ابيات را خواند : عبس يعنى اخو كهمس در جنگ بازار مال فروشان كوفتن ازديان را به زودى از تو كفايت مىكند ، عمرو هم با آرامى افراد قبيله لكيز بن اقصى و هر چه را فراهم ساخته‌اند كفايت خواهد كرد ، ما هم با ضربه‌هايى كه موى نوجوانان را سپيد خواهد كرد ، قبيلهء بكر را از تو كفايت مى كنيم . لكيز بن اقصى همان قبيله عبد القيس هستند . گويد همين كه آنان روياروى ايستادند ، احنف به ايشان پيام داد كه اى مردم قبيله ازد يمن و اى مردم قبيله ربيعه بصره ، به خدا سوگند كه شما براى ما محبوب تر از افراد قبيله تميم كوفه‌ايد ، وانگهى شما همسايگان ماييد و بايد دست در دست با دشمن مقابله كنيم و اين شما بوديد كه در گذشته نسبت به ما جنگ را آغاز كرديد و حريم ما را زير پا نهاديد و بر ما آتش افروختيد ما از خويشتن دفاع كرديم و تا هنگامى كه به خير و آشتى راهى باشد نيازى به جنگ و شر نداريم . اينك با ما راست باشيد و راهى درست برگزينيد . زياد بن عمرو به احنف پيام داد يكى از اين سه پيشنهاد را بپذير ، اگر مى خواهى تو و قومت تسليم فرمان ما شويد ، و اگر مى خواهى بصره را براى ما بگذار و تو و قومت هر كجا مى خواهيد كوچ كنيد ، و اگر مى خواهيد خونبهاى كشته شدگان ما را بپردازيد و از خونبهاى كشته شدگان خود بگذريد و خونبهاى مسعود هم بايد ده برابر پرداخت شود . مبرد مى گويد : مقصودش اين بوده است كه بايد خونبهاى مسعود چون خونبهاى پادشاهان و وابستگان ايشان در دورهء جاهلى پرداخت شود . در روزگار جاهلى اگر كسى از افراد خانواده پادشاه كشته مى شد خونبهاى او ده خونبها بود . احنف پيام داد به همين زودى يكى از اين پيشنهادها را مى پذيريم ، امروز برگرديد . آنان پرچمهاى خود را به اهتزاز درآوردند و رفتند . فرداى آن روز احنف كسى را پيش آنان فرستاد و پيام داد شما ما را به پذيرش پيشنهادهايى مختار قرار داده‌ايد و راه ديگرى براى ما نيست . اما تسليم شدن به فرمان شما در حالى كه هنوز از زخمها خون مى چكد چگونه ممكن است . اينكه سرزمين خود را ترك كنيم ، اين كار همانند كشته شدن است كه خداوند متعال مى فرمايد : « و اگر ما بر آنان مى نوشتيم - مقرر