صورت پسنديده ، يعنى دور از اسراف ، بهرهمند شود و به ميزان نياز خود همان گونه كه كارگزاران زكات از منافع و اصل آن بهره مى برند ، بهرهمند باشد . همان گونه كه خداوند متعال در مورد مصرف زكات و صدقات فرموده است « و براى كارگزاران آن . » على ( ع ) سپس فرموده است : اگر حسن مرد و حسين پس از او زنده بود سرپرستى امور صدقات با حسين ( ع ) است و بايد آن را در همان مصارفى كه حسن ( ع ) صرف مى كرده است صرف كند . على ( ع ) تصريح فرموده است كه براى اين دو پسرش هم سهم آنان از منافع صدقات همچون فرزندان ديگر محفوظ است . اين سخن را از اين جهت فرموده است كه ممكن است كسى گمان كند آن دو چون سرپرست و ناظر مصرف منافع آن صدقات هستند ، از اينكه سهمى چون ديگر فرزندان داشته باشند محروم هستند و بايد منافع آن بين ديگر فرزندانى كه سرپرستى صدقات را بر عهده ندارند تقسيم شود .
سپس درباره علت اعطاى سرپرستى صدقات به اين دو فرموده است كه به سبب شرافتى كه آن دو از لحاظ نسبت به رسول خدا دارند اين كار را انجام دادهام و خواستهام با قرار دادن اين سرپرستى براى دو نوهء پيامبر به رسول خدا تقرب جويم و در اين سخن رمز و اعتراضى نهفته است نسبت به كسانى كه فرماندهى حكومت را از خاندان پيامبر در ربودند آن هم با وجود داشتن كسى كه براى حكومت شايسته بوده است ، يعنى سزاوارتر و لايق تر براى مسلمانان اين بوده است كه پس از رسول خدا به منظور تقرب به پيامبر و گرامى داشتن حرمت و اطاعت او احترام به منزلت آن حضرت ، حكومت را براى افراد خاندان پيامبر بگذارند و اجازه ندهند كه وارثان رسول خدا رعيت باشند و اشخاص دور و كسانى كه از شجره و ريشه پيامبر نيستند بر آنان حاكم باشند . مگر نمى بينى اگر سلطان و حاكم مسلمانان از خاندان پيامبر باشد هيبت و حرمت رسالت و نبوت در سينههاى مردم بزرگتر و بيشتر است و در صورتى كه سلطان اعظم مسلمانان از صاحب شريعت داراى نسب دورى باشد در سينههاى مردم چنان هيبت و جلالى نسبت به مقام پيامبرى احساس نمى شود .
سپس شرط كرده است كه كسى كه سرپرست اين اموال و صدقات است بايد درختان را همچنان پابرجا بدارد و از درآمد ميوههاى آن هزينه كند و نبايد درختان خرما و ديگر درختان ميوهدار را قطع كند كه از فروش چوب آن بهرهمند گردد و اين كار
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 342
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٤٢