تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
موجب خرابى نخلستان و از بين رفتن ارزش زمين مى گردد . ابن ابى الحديد در ادامه چند نكته فقهى دربارهء كنيزكان فرزند دار يا حامله را كه امير المؤمنين در اين وصيت خود مورد اشاره قرار داده‌اند طرح كرده است كه خارج از بحث ماست .

نامه ( 25 )

از عهد نامه‌اى از آن حضرت كه براى كسانى كه به كارگزارى جمع آورى صدقات مى گمارد مى نوشت ما - سيد رضى ( ره ) - اينجا عباراتى از آن را مى آوريم تا معلوم شود كه آن حضرت ستون حق را همواره بر پاى مى داشته است . در اين عهدنامه كه با عبارت « انطلق على تقوى الله وحده لا شريك له » ( با ترس و پرهيز از خداوند يكتايى كه انبازى ندارد حركت كن ) شروع مىشود ، هر چند كه هيچ گونه بحث تاريخى مطرح نشده است ، ولى نشان دهندهء اعتقاد پاك زمامدار معصوم در مسألهء مهم اقتصادى است كه چگونه در كمال نرمى و مهربانى بايد با پرداخت كننده زكات برخورد كرد و هيچ گونه درشتى و تندخويى و تنگ نظرى انجام نداد ضمنا توضيح اين نكته هم سود بخش است كه پيش از سيد رضى و پس از او اين عهد نامه در منابع مهم فقهى و تاريخى نقل شده است . به نقل استاد محترم سيد عبد الزهراء حسينى خطيب ، ثقة الاسلام كلينى آن را در فروع كافى ، جلد سوم ، صفحهء 536 در كتاب الزكاة با عنوان « ادب كارگزار زكات » از بريد بن معاويه از قول امام صادق ( ع ) نقل مىكند كه فرموده است : امير المؤمنين ( ع ) كارگزار زكاتى را از كوفه براى جمع آورى زكات به دشتها و صحراهاى اطراف گسيل فرمود و اين عهد نامه را براى او مرقوم فرمود . بريد بن معاويه مى گويد : امام صادق ( ع ) گريست و فرمود : اى بريد به خدا سوگند هيچ حرمتى براى خداوند باقى نماند مگر آنكه پس از شهادت على ( ع ) دريده شد و به كتاب خدا و سنّت پيامبر در اين جهان پس از او عمل نشد و هيچ حدى اجرا نشد و تا امروز به چيزى از حق عمل نشده است . ديگر از كسانى كه پيش از سيد رضى آن را نقل كرده‌اند ، ابراهيم بن هلال ثقفى در كتاب الغارات است كه مجلسى آن را در كتاب الزكاة بحار الانوار و محدث نورى در