تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
انصار را با فرياد فرا خواند ، گروهى اندك از انصار پيش او جمع شدند . ثابت بن ارقم به خالد بن وليد گفت : اى ابا سليمان اين پرچم را بگير . خالد گفت : نه كه خودت آن را در دست داشته باش كه در جنگ بدر شركت داشته‌اى و از تو سن و سالى گذشته است . ثابت گفت : اى مرد آن را بگير كه به خدا سوگند من آن را جز براى تو نگرفته‌ام . خالد آن را گرفت و ساعتى حمله كرد و مشركان از هر سو بر او حمله آوردند و گروهى بسيار او را محاصره كردند ، خالد با مسلمانان شروع به عقب نشينى كرد و آنان را از ميدان جنگ بيرون كشيد . واقدى مى گويد : و روايت شده است كه خالد با مسلمانان پايدارى كردند و منهزم نشدند و صحيح همان است كه خالد با مردم عقب نشينى كرد . واقدى مى گويد : محمد بن صالح از عاصم بن عمر بن قتادة نقل كرد كه چون دو گروه در موته روياروى شدند ، پيامبر ( ص ) در مدينه بر منبر نشست و فاصلهء ميان مدينه و شام براى او برداشته شد و پيامبر ( ص ) به آوردگاه ايشان مى نگريست . فرمود : هم اكنون رأيت را زيد بن حارثه در دست گرفت ، ابليس پيش او آمد ، زندگى را در نظرش آراست و مرگ را در نظرش ناخوش نشان داد . زيد گفت : هم اكنون بايد در دل مؤمنان ايمان استوار گردد و تو آمده‌اى دنيا را در نظرم بيارايى و دوست داشتنى جلوه دهى . پيامبر فرمود : زيد همچنان پيش رفت تا شهيد شد ، آنگاه رسول خدا بر او درود فرستاد و به مسلمانان فرمود براى او آمرزش خواهى كنيد هر چند كه او دوان دوان به بهشت درآمد . پيامبر ( ص ) فرمود : رأيت را جعفر بن ابى طالب گرفت و ابليس پيش او آمد تا او را به زندگى آزمند سازد و مرگ را در نظرش ناخوش سازد . جعفر گفت : اينك هنگامى است كه بايد ايمان در دل مؤمنان استوار گردد و تو آرزوى دنيا دارى ، و پيش رفت و شهيد شد . پيامبر ( ص ) براى او دعاى خير فرمود و بر او درود فرستاد و سپس به مسلمانان گفت : براى برادرتان استغفار كنيد ، هر چند كه شهيدى است كه وارد بهشت شد و با دو بال از ياقوت در هر جاى بهشت كه مى خواهد پرواز مىكند . پيامبر ( ص ) فرمود : اينك رأيت را عبد الله بن رواحه گرفت و با اعتراض وارد شد ، اين موضوع بر انصار گران آمد . پيامبر ( ص ) فرمود : اينك زخمها بر پيكرش رسيد ، گفته شد : اى رسول خدا اعتراض او چه بود فرمود : چون زخمها بر پيكرش رسيد اندكى درنگ كرد و خويشتن را عتاب نمود و دلير شد و به شهادت رسيد و به بهشت در آمد و بدين گونه ناراحتى از دل قوم عبد الله بن رواحه بيرون آمد . محمد بن اسحاق مى گويد : چون پيامبر ( ص ) شهيد شدن جعفر و زيد را بيان