تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
پيش آنان آمد و ايشان را تشجيع كرد و گفت : به خدا سوگند ما با مردم به اتكاء شمار بسيار و بسيارى اسب و سلاح جنگ نكرده‌ايم بلكه فقط در پناه و اتكاء به اين دينى كه خداوند ما را با آن گرامى داشته است جنگ كرده‌ايم . اينك هم حركت و جنگ كنيد كه به خدا سوگند ما جنگ بدر را ديده‌ايم در حالى كه فقط دو اسب با ما بوده است ، و همانا يكى از دو كار خوب اتفاق مى افتاد يا بر آنان پيروز مى شويم ، همان چيزى است كه خداى ما و رسولش به ما وعده داده‌اند و وعده او را خلافى نيست يا شهادت است كه به برادران خود ملحق خواهيم شد و در بهشت با آنان رفاقت خواهيم كرد و مردم با اين سخن ابن رواحه دلير شدند . واقدى مى گويد : ابو هريره گفته است : در جنگ موته حضور داشتم ، همين كه ديديم مشركان چندان شمار و ساز و برگ و سلاح و اسب و ديبا و حرير دارند كه ما را ياراى جنگ با آنان نيست ، برق از چشم من پريد . ثابت بن ارقم گفت : اى ابو هريره ترا چه مىشود ، گويى لشكرى گران ديده‌اى گفتم : آرى . گفت : تو در بدر با ما نبودى ما هرگز به شمار بسيار نصرت نيافته‌ايم . واقدى مى گويد : دو گروه روياروى شدند . زيد بن حارثه لواى مسلمانان را در دست گرفت و جنگ كرد تا كشته شد ، او را با ضربهء نيزه‌ها كشتند . سپس رأيت را جعفر به دست گرفت و از اسب سرخى كه داشت پياده شد و آن را پى زد و سپس چندان جنگ كرد تا كشته شد . واقدى مى گويد : گفته شده است مردى از روميان چنان ضربتى با شمشير به جعفر زد كه او را دو نيم ساخت ، نيمى از بدنش روى تا كى كه آنجا بود افتاد و بر آن نيمه سى يا سى و چند زخم يافتند . واقدى مى گويد : نافع از ابن عمر روايت مىكند كه مى گفته است : در بدن جعفر بن ابى طالب نشان هفتاد و دو زخم شمشير و نيزه يافتند . بلاذرى مى گويد : هر دو دست او قطع شد و بدين سبب پيامبر ( ص ) فرمود : « خداوند به جاى آن دو دست ، دو بال به او عنايت فرمود كه با آنها در بهشت پرواز مىكند . » و به همين سبب به طيّار موسوم شده است . واقدى مى گويد : آنگاه رأيت را عبد الله بن رواحه در دست گرفت ، اندكى درنگ كرد و سپس حمله و جنگ كرد تا كشته شد ، و چون او كشته شد مسلمانان به بدترين صورت به هر سو گريختند و سپس بازگشتند و پرچم را ثابت بن ارقم در دست گرفت و