فرموده در مورد عبد الله بن رواحه سكوت كرد تا آنجا كه چهرهء انصار تغيير كرد و پنداشتند از عبد الله كارى كه ناخوش مى دارند سر زده است . پيامبر سپس فرمود : رأيت را عبد الله بن رواحه گرفت و چندان جنگ كرد تا شهيد شد ، سپس فرمود : در خواب مقام آن سه در بهشت براى من آشكار شد و آنان را بر سه تخت زرين ديدم كه تخت عبد الله بن رواحه اندكى كژى داشت ، گفتم : اين كژى براى چيست گفتند : آن دو بدون هيچ ترديد پيش رفتند و اين يكى اندكى ترديد و درنگ كرد و سپس به جنگ رفت .
همچنين محمد بن اسحاق روايت مىكند كه چون جعفر بن ابى طالب رأيت را در دست گرفت جنگى سخت كرد و چون جنگ او را فرو گرفت و خون آلود كرد ، از اسب سرخ رنگ فرود آمد و آن را پى كرد و سپس با آن قوم چندان جنگ كرد كه كشته شد .
جعفر ، كه خدايش از او خوشنود باد ، نخستين كسى است كه در اسلام اسب خود را پى كرده است . محمد بن اسحاق مى گويد و چون پرچم را عبد الله بن رواحه در دست گرفت نخست اندكى ترديد و درنگ كرد و سپس خود را به پذيرفتن مرگ واداشت و پيش رفت و چنين مى گفت : اى نفس سوگندت مى دهم كه با ميل بر ژرفاى مرگ فرود آى و گرنه به زودى ناچار با كراهت خواهى پذيرفت ، ترا چه مىشود كه مى بينم بهشت را ناخوش مى دارى آن هم اينك كه مردم در هم ريختهاند و هياهو بسيار است . . . در پى آن اين رجز را خواند : اى نفس بر فرض كه كشته نشوى ، خواهى مرد ، اين كبوتر مرگ است كه آوا سر داده است ، آنچه بخواهى اگر درست عمل كنى ، به تو عطا مىشود و هدايت مى شوى و اگر تأخير روا دارى گمراه و بدبختى .
عبد الله بن رواحه از اسبش فرود آمد و جنگ كرد ، در اين هنگام يكى از پسر عموهايش قطعه گوشتى براى او آورد و گفت : نيروى خود را استوار كن ، آن را از دست پسر عمويش گرفت و با دهان خود اندكى از آن را گاز زد ، در همين حال بانگ هياهوى مردم را شنيد كه از گوشهاى برخاست . گفت : اى پسر رواحه تو بايد هنوز در دنيا
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 301
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٠١