تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
شروع به ضجه زدن كردم و زنان را پيش خود جمع كردم . پيامبر ( ص ) فرمود : اى اسماء سخن ناسزا نگويى و بر سينهء خود مكوبى . سپس رسول خدا به خانهء دختر خود فاطمه رفت كه مى گفت : واى از سوك عمويم پيامبر فرمود : آرى بايد بر كسى همچون جعفر گريه كنندگان بگريند . سپس فرمود : براى خانوادهء جعفر خوراكى فراهم سازيد كه امروز از خود بى خوداند . واقدى مى گويد : محمد بن مسلم از يحيى بن ابى يعلى براى من نقل كرد كه مى گفته است از عبد الله بن جعفر شنيدم مى گفت : به خاطر دارم رسول خدا پيش مادرم آمد و خبر مرگ پدرم را آورد . من به پيامبر ( ص ) مى نگريستم و آن حضرت در حالى كه اشكهايش از ريش او فرو مى چكيد بر سر من و برادرم دست مى كشيد . سپس عرضه داشت بار خدايا جعفر براى وصول به بهترين پاداش پيشگام شد ، خدايا خودت به بهترين نحوى كه در مورد يكى از بندگان اعمال مى فرمايى ، خود بهترين جانشين براى فرزندان او باش . سپس فرمود : اى اسماء ترا مژده‌اى بدهم اسماء گفت : آرى پدر و مادرم فدايت باد . فرمود : خداوند براى جعفر دو بال قرار داد كه با آنها در بهشت پرواز مىكند . مادرم گفت : پدر و مادرم فدايت باد اين موضوع را به مردم هم اعلام فرماى . پيامبر ( ص ) برخاست و دست مرا در دست گرفت و با دست ديگر ، بر سرم دست مى كشيد و به منبر رفت و مرا هم جلو خويش بر پلهء پايين تر نشاند ، اندوه در چهره‌اش نمايان بود . پيامبر سخن گفت و فرمود : مرد با داشتن برادر و پسر عمو احساس فزونى و بيشى مىكند ، همانا جعفر شهيد شد و خداوند براى او دو بال قرار داد كه با آنها در بهشت پرواز مىكند . سپس از منبر فرود آمد و به خانهء خود رفت و مرا هم با خود برد و دستور داد خوراكى براى ما بسازند و پى برادرم فرستاد و ما در خانه و حضور رسول خدا غذاى بسيار خوبى خورديم . سلمى خدمتكار رسول خدا مقدارى جو را دستاس كرد و پوست آن را گرفت . سپس آن را تف داد و روغن زيتون و فلفل هم بر آن افزود . سه شبانه روز همراه پيامبر و ميهمان ايشان بويدم و به خانهء هر يك از همسران خويش كه مى رفت ، همراهش بوديم . سپس به خانه خود برگشتيم . پس از آن روزى پيامبر ( ص ) پيش من آمد و من سرگرم تعيين ارزش و فروش ميشى از گوسپندهاى برادرم بود . فرمود : پروردگارا به دست او بركت بده . عبد الله بن جعفر مى گويد : پس از آن هيچ چيز نخريدم و نفروختم مگر اينكه در آن بركت داده شد و سود بردم .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 303 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى