تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
پذيرفتند ، بپذير و دست از ايشان بردار و اگر نپذيرفتند از خدا يارى بخواه و با آنان كار زار كن . اگر مردم حصار يا شهرى را محاصره كردى و آنها از تو خواستند كه در قبال حكم خدا تسليم شوند ، آنان را به حكم خدا امان مده بلكه به حكم خودت امان بده ، زيرا نمى دانى آيا آنچه مى كنى مطابق با حكم خداوند است يا نه . همچنين اگر مردم حصار يا شهرى را محاصره كردى و خواستند كه ايشان را در ذمه خدا و رسول خدا ( ص ) قرار دهى مپذير و بگو ذمه خودت و پدرت و يارانت را بپذيرند ، كه اگر شما پيمان و ذمه خود و پدرانتان را بشكنيد بهتر از آن است كه ذمه خدا و رسولش را بشكنيد . واقدى مى گويد : ابو صفوان از خالد بن يزيد براى من نقل كرد كه پيامبر ( ص ) براى بدرقه سپاهيان موته بيرون آمد و چون به دروازه وداع رسيد ، توقف فرمود و سپاهيان هم برگرد او ايستادند . فرمود : « به نام خدا جهاد كنيد و با دشمن خدا و دشمن خودتان در شام جنگ كنيد . آنجا مردانى را در صومعه‌هايى مى بينيد كه از مردم كناره گرفته‌اند ، متعرض ايشان نشويد ، البته گروهى ديگر را هم خواهيد يافت كه شيطان در سرشان لانه گرفته است ، آنان را با شمشيرها ريشه كن سازيد . هرگز زن و كودك و پير فرتوت را مكشيد و هيچ خرما بن و درختى را مبريد و هيچ بنايى را ويران مكنيد . » واقدى مى گويد : و چون عبد الله بن رواحه با پيامبر ( ص ) بدرود كرد ، گفت : اى رسول خدا چيزى براى من بگو و فرمانى بده كه آن را از تو حفظ كنم . فرمود : فردا به سرزمينى مى روى كه سجده كردن در آن اندك است ، فراوان سجده كن . عبد الله عرض كرد : اى رسول خدا بيشتر بهره‌مندم فرماى . فرمود : خدا را فرا ياد آور كه در هر چه بخواهى يار و مددكار توست . عبد الله بن رواحه برخاست و رفت و بازگشت و گفت : اى رسول خدا ، خداوند فرد است و عدد فرد را دوست مى دارد ، پيامبر فرمود : اى پسر رواحه هرگز عجزى نخواهى داشت كه اگر ده كار بد مى كنى يك كار پسنديده هم انجام دهى . عبد الله گفت : ديگر و از اين پس از چيزى از تو سؤال نخواهم كرد . محمد بن اسحاق مى گويد : عبد الله بن رواحه به هنگام وداع با رسول خدا ( ص ) با شعرى كه سروده بود با آن حضرت بدرود كرد كه از جمله آن اين بيت است : خداوند نيكيهايى را كه به تو ارزانى فرموده است همچون موسى ( ع ) پايدار بدارد و پيروزى اى همچون پيروزى آنان بهره فرمايد . . . محمد بن اسحاق همچنين مى گويد : و چون عبد الله بن رواحه با مسلمانان بدرود كرد ، گريست . گفتند : اى عبد الله چه چيز ترا به گريه واداشته است گفت : به خدا سوگند
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 297 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى