تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
در آن هنگام كه در مدينه مردم خفته و آرميده بودند شبى دشوار و درد و اندوه كه موجب بى خوابى بود به سراغ من آمد . . . [ تا آنجا كه مى گويد ] خداوند شهيدانى را كه از پى يكديگر در موته شهيد شدند از رحمت خود دور مداراد كه جعفر ذوالجناحين و زيد و عبد الله بودند و در حالى كه شمشيرهاى مرگ به اهتزاز درآمده بود ، از پى يكديگر درآمدند . . . همچنين كعب بن مالك انصارى هم در قصيده‌اى كه مطلع آن اين بيت است : چشمها خفتند و آرميدند و حال آنكه اشك چشم تو فرو مى ريزد . . . [ چنين مى گويد ] اندوه بر آن چند تنى است كه روزى در موته پياپى به جنگ رفتند و همانجا استوار ماندند و به جاى ديگر منتقل نشدند . . . هنگامى كه با جعفر هدايت مى شدند و رايت او پيشاپيش آنان بود و چه نيكو پيشاهنگى . تا آنكه صفها درهم ريخت و جعفر در آوردگاه كشته بر خاك افتاد . واقدى مى گويد : ابن ابى سبرة از اسحاق بن عبد الله بن ابى طلحه از رافع بن اسحاق از زيد بن ارقم براى من نقل كرد كه پيامبر ( ص ) براى آنان خطبه خواند و چنين سفارش فرمود : « به شما سفارش مى كنم نسبت به خدا پرهيزگار و نسبت به مسلمانانى كه همراه شمايند خير انديش باشيد . به نام خدا و در راه خدا جهاد و با كسانى كه به خدا كافرند جنگ كنيد . مكر و فريب و غل و غش مكنيد ، و هيچ كودكى را مكشيد و چون با دشمن مشرك برخورديد نخست او را به يكى از اين سه چيز دعوت كنيد و هر كدام را پذيرفتند از آنان بپذيرند و دست از ايشان بداريد . آنان را به مسلمان شدن دعوت كن ، اگر پذيرفتند فورى بپذير و دست از آنان بدار و از آنان دعوت كن تا از سرزمين خود به سرزمينهاى مهاجران هجرت كنند و به ايشان بگو كه در آن صورت براى آنان همان حقوق كه براى مهاجران است و همان وظايفى كه بر مهاجران است خواهد بود ، و اگر مسلمان شدند ولى سكونت در سرزمينهاى خود را ترجيح دادند به ايشان بگو كه حكم آنان هم مانند حكم ديگر اعرابى است كه مسلمان شده‌اند ، يعنى احكام خدا در موردشان اجراء مىشود و براى آنان از فى ء و غنايم سهمى نخواهد بود مگر اينكه همراه مسلمانان در جنگ شركت كنند . اگر از پذيرفتن خوددارى كردند ، آنان را به پرداخت جزيه دعوت كن ، اگر