تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
پيامبر ( ص ) مسلمانان را صدا مى كرد و كسى بر آن حضرت توجه نمى كرد و همگى به كوه بالا مى رفتند و آن حضرت هم ناچار آهنگ كوه فرمود و هنگامى به آنان رسيد كه پراكنده بودند و دربارهء افرادى كه كشته شده بودند مذاكره مى كردند اين روايت دليل آن است كه پيامبر ( ص ) هم از همان اول جنگ و همين كه شيطان بانگ برداشت كه محمد كشته شده به كوه رفته است و چنين فهميده مىشود كه بانگ برداشتن شيطان هنگامى بوده است كه خالد بن وليد از دهانهء كوه و از پشت سر مسلمانان بر آنان حمله آورده است و مسلمانان سرگرم تاراج بوده‌اند و درهم ريخته‌اند و اين چگونه بوده است ابن نجّار گفت : شيطان دوبار بانگ برداشت كه محمد كشته شد . يك بار در آغاز جنگ و يك بار در پايان روز و هنگامى كه فوجهاى دشمن از هر سو پيامبر ( ص ) را احاطه كرده بودند و ياران آن حضرت كشته شده بودند و جنگ چنان آنان را از ميان برده بود كه جز اندكى كه بيش از ده تن نبودند با او باقى نمانده بودند . اين بانگ برداشتن بار دوم از بار نخست دشوارتر بود و در اين بار بود كه پيامبر ( ص ) هم به دامنهء كوه پناه برد و در بار نخست پيامبر ( ص ) به دامنهء كوه پناه نبرد . بلكه ايستادگى فرمود و يارانش هم از او حمايت كردند . با آنكه در بار نخست پيامبر ( ص ) مشقت بسيار سنگينى را از ضربات ابن قميئة و عتبة بن ابى وقاص و كسان ديگرى جز آن دو متحمل شد ولى صحنهء جنگ را رها نفرمود و اين دفعهء دوم بانگ برداشتن شيطان بود كه پيامبر ( ص ) دانست مصلحتى براى باقى ماندن در صحنهء پيكار باقى نمانده است و به دامنهء كوه پناه برد . گفتم : آيا در دفعهء دوم هم مسلمانان با مشركان همچنان درگير بوده‌اند تا شيطان بانگ برداشته است كه محمد كشته شد گفت : آرى ، مشركان پيامبر ( ص ) را احاطه و ياران باقى ماندهء آن حضرت را محاصره كرده بودند و مسلمانان با آنان در آويخته بودند و به سبب كمى شمارشان ميان مشركان گم شده بودند . گروهى از مشركان پنداشتند كه پيامبر ( ص ) را كشته‌اند ، چون كمتر با آن حضرت روياروى شدند و شيطان هم بانگ برداشت كه محمد كشته شد ، و حال آنكه آن حضرت كشته نشده بود ولى كار بر مشركان مشتبه شده بود و پيامبر ( ص ) را كس ديگرى مى پنداشتند . بيشترين دفاع را در اين حال از پيامبر ( ص ) على ( ع ) و ابو دجانه و سهل بن حنيف انجام دادند و خود پيامبر ( ص ) هم از خود دفاع مى فرمود آن چنان كه گروهى را به دست خويش گاه با شمشير و گاه با تير زخمى ساخت ولى به سبب گرد و خاك بسيار و آميختگى مردم با يكديگر قريش ، پيامبر را يكى از مسلمانان مى پنداشتند و اگر آن حضرت را درست مى شناختند به راستى كار
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 265 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى