تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
واقدى روايت مىكند : به روزگار حكومت عثمان ميان او و عبد الرحمن بن عوف كدورت و بگو مگويى صورت گرفت ، عبد الرحمن بن عوف به وليد بن عقبه پيام فرستاد كه بيايد و چون آمد گفت : پيش برادرت برو و آنچه را به تو مى گويم از قول من به او ابلاغ كن كه كسى ديگر جز ترا نمى دانم كه اين پيام را به او برساند . وليد گفت : انجام خواهم داد . گفت : به عثمان بگو عبد الرحمان به تو مى گويد من در جنگ بدر شركت كردم و تو شركت نكردى و روز جنگ احد پايدارى كردم و تو گريختى و در بيعت رضوان - شجرة - من حضور داشتم و تو حضور نداشتى . چون وليد اين پيام را گزارد ، عثمان گفت : برادرم راست گفته است . من از شركت در جنگ بدر بازماندم و به پرستارى دختر پيامبر ( ص ) كه بيمار بود سرگرم بودم و پيامبر ( ص ) سهم مرا از غنيمت منظور فرمود و به منزلهء كسانى بودم كه در جنگ بدر حضور داشتند . روز جنگ احد هم گريختم و پشت به جنگ دادم ولى خداوند در كتاب محكم خود از اين گناه درگذشته و عفو فرموده است . اما در مورد بيعت رضوان من به مكه رفته بودم كه پيامبر ( ص ) مرا فرستاده بود و خود فرموده بود كه عثمان در اطاعت خدا و رسول اوست و با دست چپ خود از سوى من با دست راست خويش بيعت فرمود و دست چپ پيامبر ( ص ) از دست راست من بهتر است و چون وليد اين پاسخ را براى عبد الرحمان آورد ، عبد الرحمان گفت : برادرم راست گفته است . واقدى مى گويد : عمر به عثمان بن عفان نگريست و گفت : اين از كسانى است كه خداوند گناهش را عفو كرده است يعنى كسانى كه به هنگام روياروى شدن دو لشكر از جنگ گريخته و پشت به جنگ داده‌اند و خداوند از چيزى كه عفو فرمود ديگر مؤاخذه نمى فرمايد . گويد : مردى از عبد الله بن عمر دربارهء عثمان پرسيد ، گفت : او در جنگ احد مرتكب گناهى بزرگ شده است و خداوند او را عفو فرموده است و حال آنكه ميان شما مرتكب گناهى كوچك شد و شما او را كشتيد ، كسانى كه مى گويند عمر در جنگ احد گريخته است ، به اين روايت استدلال مى كنند كه گفته شده است به روزگار حكومت عمر زنى آمد و يكى از بردهايى را كه پيش عمر بود مطالبه كرد . همراه او يكى از دختران عمر هم آمد و بردى مطالبه كرد ، عمر به آن زن برد را بخشيد و دختر خويش را از آن محروم كرد . چون در اين باره از او پرسيدند ، گفت : پدر آن زن روز احد پايدارى كرد و پدر اين يكى روز جنگ احد گريخت و پايدارى نكرد .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 258 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى