جنگ احد پايدارى كرده است يا نه . ولى همه راويان اتفاق نظر دارند كه عثمان پايدارى نكرده است . واقدى مى گويد : عمر پايدارى نكرده است ، ولى محمد بن اسحاق و بلاذرى او را در زمرهء كسانى قرار دادهاند كه پايدارى كرده و نگريخته است و همگان در اين مورد اتفاق نظر دارند كه ضرار بن خطاب فهرى با نيزه بر سر عمر زد و گفت : اى پسر خطاب ، شكر اين نعمت را داشته باش كه سوگند خوردهام هيچ مردى از قريش را نكشم .
اين موضوع را محمد بن اسحاق و ديگران هم روايت كردهاند و در آن اختلاف ندارند ولى اختلاف نظر در اين است كه آيا ضرار بن خطاب به عمر در حالى كه مى گريخته و بيمناك بوده است نيزهاى ملايم زده يا در حالى كه ثابت قدم و پيشرو بوده است . كسانى كه مى گويند در حال فرار بوده است نگفتهاند كه عمر هنگام گريز عثمان گريخته باشد يا به سويى كه عثمان رفته است رفته باشد ، بلكه مى گويند براى پناه بردن به كوه مى گريخته است و اين عيب و گناهى نيست . زيرا سرانجام همهء آنانى هم كه با پيامبر ايستادگى كردند به كوه پناه بردند و از دامنهء آن بالا رفتند . البته فرق است ميان كسانى كه در آخر كار و پس از فروكش كردن آتش جنگ به كوه رفتهاند و آنانى كه ضمن جنگ گريختهاند و به كوه پناه بردهاند . اگر عمر در آخر كار به كوه پناه برده باشد ، همهء مسلمانان حتى پيامبر ( ص ) همين گونه رفتار كردهاند . ولى اگر عمر هنگامى كه آتش جنگ شعلهور بوده است به كوه پناه برده باشد ، بدون ترديد گريخته است . ولى راويان اهل حديث در اين اختلاف ندارند كه ابو بكر نگريخته است و پايدار مانده است ، هر چند از او هيچ گونه مشاركت در جنگ و كشت و كشتارى نقل نشده است ولى خود همان پايدارى جهاد است و در همان حد است .
اما راويان شيعه روايت مى كنند كه كسى جز على و طلحه و زبير و ابو دجانه و سهل بن حنيف و عاصم بن ثابت پايدارى نكرده است . برخى از راويان شيعه هم روايت كردهاند كه همراه پيامبر ( ص ) چهارده مرد از مهاجران و انصار پايدارى كردهاند ولى ابو بكر و عمر را از آن گروه نمى شمارند . بسيارى از ارباب حديث روايت كردهاند كه عثمان سه روز پس از احد به حضور پيامبر ( ص ) آمد ، پيامبر ( ص ) از او پرسيد : مگر به كجا رسيده بودى و تا كجا عقب نشسته بودى گفت : تا ناحيهء اعرض . پيامبر ( ص ) فرمود : عجب گسترده گريختهاى
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 257
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٥٧