سوگ خود را در پيشگاه خدا محاسبه كن . پرسيد : در چه مورد و براى چه كسى فرمود : برادرت عبد الله . حمنه همچنان انا لله گفت و افزود : خدايش رحمت فرمايد و بيامرزد و شهادت بر او گوارا باد . پيامبر ( ص ) براى بار سوم فرمود : سوگ خود را در پيشگاه خداوند محاسبه كن . پرسيد در چه مورد و براى چه كسى فرمود : در مورد شوهرت مصعب بن عمير . حمنه گفت : واى بر اندوه من ، و گفتهاند كه گفته است : واى بر بيوگى .
محمد بن اسحاق در كتاب خود مى گويد : حمنه فرياد بر آورد و ولوله انداخت .
واقدى مى گويد : پيامبر ( ص ) فرمود : شوهر براى زن چنان منزلتى دارد كه هيچ كس را چنان منزلتى نيست . ابن اسحاق هم اين سخن پيامبر ( ص ) را همين گونه نقل كرده است .
واقدى مى گويد : پيامبر ( ص ) به حمنه فرمود : چرا چنين گفتى گفت : يتيمى پسرانش را به ياد آوردم و مرا به بيم انداخت . پيامبر ( ص ) دعا فرمود كه خداوند متعال سرپرست و جانشين پسنديدهاى براى آنان فراهم فرمايد . حمنه سپس با طلحة بن عبيد الله ازدواج كرد و محمد بن طلحه را براى او زاييد ، طلحة بن عبيد الله از همهء مردم نسبت به فرزندان مصعب مهربان تر و خوش رفتارتر بود .
سخن دربارهء كسانى كه در جنگ احد با پيامبر ( ص ) پايدارى كردند
واقدى مى گويد : موسى بن يعقوب از قول عمهاش از مادرش از مقداد نقل مىكند كه مى گفته است : روز جنگ احد همين كه مردم براى جنگ صف كشيدند پيامبر ( ص ) زير پرچم مصعب بن عمير نشست و چون پرچمداران قريش كشته و مشركان در حملهء اول فرارى شدند و مسلمانان بر لشكرگاه آنان حمله بردند و تاراج كردند ، براى بار دوم مشركان حمله آوردند و مسلمانان را از پشت سر غافلگير ساختند . مصعب بن عمير كه پرچمدار پيامبر ( ص ) بود كشته شد . رأيت خزرج را سعد بن عباده در دست گرفت و پيامبر ( ص ) زير آن ايستاد و يارانش گرد او ايستاده بودند . پيامبر ( ص ) پرچم مهاجران را به ابو الروم داد كه يكى از افراد خاندان عبد الدار بود ، مقداد مى گويد : رأيت اوسيان را همراه اسيد بن حضير ديدم . مشركان ساعتى جنگ و كشتار كردند و صفها از هم پاشيده و در هم آميخته بود و مشركان همان شعار خود را كه « زنده باد عزّى و زنده باد هبل » بود