كنيد كه مكافات شدهايد و اگر شكيبايى كنيد به مراتب براى شكيبايان بهتر است . » پيامبر ( ص ) فرمود : حتماً شكيبايى مى كنيم و هيچ يك از قريش را مثله نفرمود .
واقدى مى گويد : ابو قتاده انصارى برخاست و چون اندوه شديد پيامبر ( ص ) را ديد شروع به دشنام دادن به قريش كرد و پيامبر ( ص ) سه بار به او فرمود بنشين . سپس فرمود : اى ابو قتاده قريش اهل امانت هستند هر كس بى مورد و ياوه به آنان دشنام دهد خداوند دهانش را به خاك مى مالد . شايد هم اگر عمر طولانى داشته باشى اعمال و كارهاى خودت را در قبال اعمال و كارهاى ايشان كوچك بشمارى ، اگر نه اين بود كه قريش سرمست مى شد ، خبر مى دادم كه چه منزلتى در پيشگاه خداوند دارد . ابو قتاده گفت : اى رسول خدا ، به خدا سوگند كه چون آنان نسبت به پيامبر ( ص ) خدا چنين كردند من به پاس خاطر خدا و رسولش خشم گرفتم . فرمود : آرى راست مى گويى كه بد مردمى نسبت به پيامبر ( ص ) خود بودند .
واقدى مى گويد : پيش از آنكه جنگ احد شروع شود ، عبد الله بن جحش گفت : اى رسول خدا مى بينى كه كار اين قوم به كجا كشيده است ، من از خداوند چنين مسألت كردم و عرضه داشتم بار خدايا سوگندت مى دهم كه چون فردا با دشمن روياروى شويم آنان مرا بكشند و شكم مرا بدرند و مرا مثله كنند و تو از من بپرسى به چه سبب با تو چنين كردند و من عرضه دارم در راه تو . اينك اى رسول خدا از تو تقاضاى ديگرى دارم و آن اين است كه پس از من سرپرستى اموالم را بر عهده بگيرى ، فرمود : آرى . عبد الله به جنگ رفت و كشته شد و به بدترين صورت مثله شد . او با حمزه در يك گور به خاك سپرده شد و پيامبر ( ص ) سرپرستى ميراث او را بر عهده گرفت و براى مادرش مزرعهاى در خيبر خريد . واقدى مى گويد : حمنة دختر جحش و خواهر عبد الله پيش آمد ، پيامبر فرمودند : اى حمنه خود دار باش و سوگ خود را در پيشگاه خدا محاسبه كن . گفت : اى رسول خدا در كدام مورد فرمود : نسبت به دايى خودت حمزه . حمنه گفت : الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنّا ، خدايش رحمت فرمايد و بيامرزد و شهادت بر او گوارا باد . پيامبر ( ص ) دوباره فرمود :
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 254
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٥٤