باز ميان آنان برگشتيم و آنان او را ، كه خدايش رحمت كناد ، كشتند و به خدا سوگند دوست مى داشتم كه من هم همراه او كشته مى شدم ، ولى مرگ من به تأخير افتاد .
سعد بن ابى وقاص همان دم سهم او را از غنايم پرداخت كرد و بيشتر هم داد و به او گفت : اگر مى خواهى همراه ما باش و اگر مى خواهى پيش اهل خود برگرد .
بلال مى گويد : آن جوان دوست داشت برگردد و برگشت .
واقدى مى گويد : سعد بن ابى وقاص مى گفته است : گواهى مى دهم كه خودم پيامبر ( ص ) را ديدم بر بالين مزنى كه شهيد شده بود ، ايستاد است و مى فرمود : خداى از تو خوشنود باد كه من از تو خوشنودم . آنگاه با آنكه آن حضرت زخمى و ايستادن برايش دشوار بود ، همچنان كنار گور او ايستاد تا او را كه بردى بر تن داشت كه داراى خط و نشان سرخ بود در گور نهادند و پيامبر ( ص ) آن برد را با دست خويش بر سر و روى او انداخت و بقيهاش را روى بدنش كشيد كه تا نيمهء ساق پايش رسيد و سپس به ما فرمان داد بوتههاى اسپند جمع كرديم و در همان حال كه او در گور بود ، روى پاهايش را با آن پوشانديم . آنگاه پيامبر ( ص ) برگشت . سعد مى گفته است : هيچ حالى براى من بهتر از آن نيست كه چون او بميرم و خدا را بر همان حال ديدار كنم كه مزنى خدا را ديدار كرد .
واقدى مى گويد : پيش از جنگ احد يتيمى از انصار كه در مورد خرما بنى با ابو لبابة بن عبد المنذر اختلاف داشت ، داورى پيش رسول خدا ( ص ) آورد و پيامبر ( ص ) كه حق را با ابو لبابة ديد . به نفع او حكم فرمود . پسرك يتيم براى آن خرما بن بى تابى كرد ، پيامبر ( ص ) از ابو لبابة خواست آن را به يتيم بدهد . نپذيرفت . پيامبر ( ص ) به ابو لبابة فرمود آن را به پسرك ببخش و در قبال آن براى تو خرما بنى در بهشت خواهد بود ، باز هم نپذيرفت . ثابت بن دحداحه گفت : اى رسول خدا اگر مصلحت مى دانى من خرما بنى از خود به يتيم بدهم . فرمود : در قبال آن خرما بنى براى تو در بهشت خواهد بود ، ثابت بن دحداحة پيش ابو لبابة رفت و آن خرما بن را از او به نخلستانى خريد و آن را به پسرك داد . پيامبر ( ص ) فرمود : « چه بسيار خرما بنهاى پربار كه براى پسر دحداحه در بهشت خواهد بود . » براى او اين احتمال مى رفت كه با دعاى پيامبر ( ص ) به شهادت خواهد رسيد و او در جنگ احد شهيد شد .
واقدى مى گويد : ضرار بن خطاب كه سوار بر اسب بود و نيزههاى بلند همراه خود
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 234
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٣٤