تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
عبد الله بن شهاب بود ، و عبد الله از آنجا گذشت و صفوان بن اميه او را ديد و گفت : خاك بر سرت مگر نمى توانستى به محمد ضربتى بزنى و اين غده را قطع كنى و حال آنكه خداوند او را در دسترس تو قرار داد . ابن شهاب به صفوان گفت : تو او را ديدى گفت : آرى و تو كنارش بودى . ابن شهاب گفت : به خدا سوگند كه او را نديدم و به خدا سوگند مى خورم كه او از ما محفوظ نگه داشته شده است . ما چهار تن بوديم كه پيمان براى كشتن او بستيم و به جستجوى او پرداختيم ولى موفق نشديم . واقدى مى گويد : ابن ابى سبرة ، از نملة بن ابى نملة - كه نام اصلى ابو نمله عبد الله بن معاذ و معاذ برادر مادرى براء بن معرور است - براى من نقل كرد كه مى گفته است : چون مسلمانان در جنگ احد پراكنده و منهزم شدند ، پيامبر ( ص ) را ديدم كه فقط تنى چند از يارانش از مهاجر و انصار همراهش بودند و آن حضرت را با خود كنار درهّ بردند . مسلمانان در آن هنگام نه پرچم بر افراشته‌اى داشتند و نه جمعى بودند ، و فوجهاى مشركان مى آمدند و مى رفتند و جمع و پراكنده مى شدند و كسى آنان را دفع نمى كرد ، يعنى هيچ كس را نمى ديدند كه با آنان روياروى شود . واقدى مى گويد : ابراهيم بن محمد بن شرحبيل عبدرى - يعنى عبد الدارى - از قول پدر خويش براى من نقل كرد كه مى گفته است : لواى مسلمانان را مصعب بن عمير بر دوش داشت و چون مسلمانان به جولان آمدند مصعب همچنان پايدار بود . ابن قمئه كه سوار بر اسب بود پيش آمد و ضربتى بر دست راست او زد كه آن را قطع كرد ، مصعب اين آيه را تلاوت كرد : « و نيست محمد مگر پيامبرى كه پيش از وى پيامبران گذشته شدند . » و لوا را به دست چپ گرفت و خود را روى آن خم كرد ، ضربت ديگرى بر او زد و دست چپش هم قطع شد . مصعب با دو بازوى خود پرچم را به سينهء خويش فشرد و همان آيه را تلاوت مى فرمود . براى بار سوم با نيزه بر او حمله شد و چنان ضربه‌اى بود كه نيزه شكست و مصعب در افتاده و رأيت سقوط كرد . همان دم دو مرد از خاندان عبد الدار براى گرفتن پرچم پيشى گرفتند - سويبط بن حرمله و ابو الروم ، پرچم را ابو الروم گرفت و تا هنگام بازگشت مسلمانان به مدينه در دست او بود . واقدى مى گويد : و گفته‌اند چون جنگ سخت و پيامبر ( ص ) زخمى شد و دشمن
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 211 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى