تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
ايستادگى استوارى كردند . چون افراد دو پهلوى لشكر قريش ديدند كسى در برابر آنان نيست حملهء خود را از پشت لشكر مسلمانان آغاز كردند و گروهى بسيار از ايشان آهنگ تير اندازانى كردند كه قرار بود پشتيبان لشكر مسلمانان باشند و همهء آنان را كشتند و شمار تير اندازان كه پنجاه تن بود تاب ايستادگى در قبال خالد و عكرمه را كه با دو هزار تن حمله كرده بودند نداشت . وانگهى گروه بسيارى از آن پنجاه تن هم براى شركت در تاراج مركز خود را رها كرده بودند و به غارت روى آورده بودند . نقيب ابو يزيد ، كه خدايش رحمت كناد ، گفت : آن كسى كه در آن روز مسلمانان را شكست داد و به كمال پيروزى دست يافت خالد بن وليد بود . خالد سوار كارى دلير بود كه سوار كاران آزموده و خونخواه بسيار همراهش بودند . او كوه را دور زد و از دهانه‌اى كه تير اندازان مى بايست آن را حفظ كنند به پشت سر مسلمانان نفوذ كرد . افراد قلب لشكر مشركان هم پس از شكست برگشتند و مسلمانان را احاطه كردند و مسلمانان ميان ايشان محاصره شدند و همگى به يكديگر در آويختند و چنان شد كه از بسيارى گرد و خاك مسلمانان يكديگر را نمى شناختند و برخى از ايشان با شمشير به پدر يا برادر خود حمله مى برد و بيم و شتاب هم دست به دست داد و پس از اينكه نخست پيروز بودند شكست بر ايشان افتاد و نظير اين كار همواره در جنگها صورت مى گيرد . به او ، كه خدايش رحمت كناد ، گفتم : پس از اينكه مسلمانان شكست خوردند و هر كس كه بايد بگريزد گريخت پيامبر ( ص ) در چه حالى بود گفت : با تنى چند از ياران خود كه از آن حضرت حمايت مى كردند پايدارى فرمود . پرسيدم پس از آن چه شده است گفت : گروه اندكى از انصار همچنان پايدارى كردند و يك گروه از مسلمانان هم پس از فرار بر گشتند و بدان گونه گروه مسلمانان از مشركان شناخته شدند و مسلمانان بر يك جانب بودند و باز جنگ در گرفت و دو گروه درگير شدند . پرسيدم : پس از آن چه شد گفت : مسلمانان همچنان از پيامبر ( ص ) دفاع و حمايت مى كردند ولى شمار مشركان برايشان بيشى مى گرفت و همچنان از مسلمانان مى كشتند تا آنجا كه فقط اندكى از روز باقى ماند و پيروزى همچنان از مشركان بود . پرسيدم : سپس چه شد گفت : كسانى كه باقى مانده بودند دانستند كه ياراى ايستادگى با مشركان ندارند و به كوه بر رفتند و پناه گرفتند . به نقيب گفتم : پيامبر ( ص ) چه كرد گفت : آن حضرت هم بر كوه شد . گفتم : آيا مى توان گفت كه آن حضرت هم فرار كرده است گفت : فرار در مورد كسى گفته مىشود كه در دشت و صحرا از مقابل دشمن كاملا بگريزد ، اما كسى كه در