تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
بهشت مى خراميد و به من مى گفت : به ما بپيوند و در بهشت با ما رفاقت كن كه من آنچه را پروردگارم به من وعده فرموده بود بر حق يافتم . و اى رسول خدا ، به خدا سوگند كه مشتاق همدمى با او در بهشت شده‌ام ، سالخورده‌ام و استخوانهايم پوك شده و شيفته ديدار خداوند خويشم ، دعا فرماى تا خداوند شهادت را روزى من فرمايد و همدمى سعد را در بهشت به من ارزانى فرمايد . رسول خدا ( ص ) براى او همچنان دعا فرمود و خيثمه در جنگ احد شهيد شد . انس بن قتادة گفت : اى رسول خدا ، به يكى از دو كار پسنديده و خوب دست مى يابيم ، يا شهادت يا پيروزى و غنيمت . پيامبر ( ص ) فرمود : من بر شما از هزيمت مى ترسم . و چون آنان چيزى جز بيرون رفتن از مدينه و جنگ را نپذيرفتند ، پيامبر ( ص ) روز جمعه نماز جمعه گزارد و آنان را موعظه و امر به كوشش فرمود ، و به آنان خبر داد تا هنگامى كه صبر و شكيبايى داشته باشند پيروز خواهند بود . مردم از اينكه پيامبر ( ص ) به آنان فرمود كه به جنگ خواهند رفت ، شاد شدند . گروه بسيارى هم از اصحاب پيامبر ( ص ) اين موضوع را ناخوش داشتند . پيامبر ( ص ) فرمان داد براى رويارويى با دشمن آماده شوند و سپس با مردم نماز عصر را گزارد . مردم و ساكنان نواحى بالاى مدينه از هر سوى گرد آمده بودند و زنان بر پشت بامها و كوشكها رفته بودند . تمام افراد قبيله عمرو بن عوف و وابستگان ايشان و قبيله نبيت و وابستگان ايشان سلاح پوشيده آمده بودند . پيامبر ( ص ) وارد خانهء خود شد ، ابو بكر و عمر هم همراه آن حضرت رفتند و در پوشيدن لباس و بستن عمامه به ايشان كمك كردند . مردم از كنار حجره تا منبر پيامبر ( ص ) براى آن حضرت صف بسته بودند و منتظر بيرون آمدن ايشان بودند . سعد بن معاذ و اسيد بن حضير پيش مردم آمدند و گفتند : هر چه مى خواستيد به رسول خدا ( ص ) پيشنهاد كرديد و گفتيد و او را به اكراه وادار به خروج كرديد و حال آنكه فرمان از آسمان بر او نازل مىشود ، كار را به خود آن حضرت واگذاريد و به هر چه فرمانتان مىدهد كار كنيد و ميل و خواستهء او را در هر چه مى بينيد ، اطاعت كنيد . در همان حال كه مردم در اين گفتگو بودند و برخى مى گفتند سخن درست همان است كه سعد مى گويد و برخى معتقد به بيرون رفتن از مدينه بودند و برخى هم آن را خوش نمى داشتند پيامبر ( ص ) در حالى كه جامه‌هاى جنگى خويش را پوشيده بود بيرون آمد . پيامبر ( ص ) زرهى روى جامه‌هاى خود پوشيده بود و كمر خود را با حمايل چرمى شمشير خويش