خردمندان كار آزموده و مرد ميدان جنگ بودهاند .
واقدى مى گويد : انديشه و رأى پيامبر ( ص ) و رأى بزرگان اصحاب آن حضرت از مهاجر و انصار هم همين گونه و چون انديشهء عبد الله بن ابىّ بود و پيامبر ( ص ) خطاب به مسلمانان فرمود : در مدينه درنگ كنيد ، زنها و كودكان را در كوشكها بگذاريد و اگر دشمن بر ما وارد شد در كوچههاى مدينه كه ما به پيچ و خم آن از دشمن آشناتريم با آنان جنگ مى كنيم و از فراز بامها و كوشكها آنان را سنگ باران خواهند كرد . خانههاى مدينه را هم از هر سو پيوسته به يكديگر ساخته بودند و همچون دژى استوار بود .
در اين هنگام نوجوانانى كه در جنگ بدر شركت نكرده بودند و رغبت به شهادت داشتند و رويارويى با دشمن را دوست مى داشتند ، گفتند : ما را به رويارويى دشمن ما ببر و از پيامبر ( ص ) خواستند به مقابلهء دشمن بيرون رود . برخى از كامل مردان خير خواه مانند حمزة بن عبد المطلب و سعد بن عبادة و نعمان بن مالك بن ثعلبه و كسانى ديگر از اوس و خزرج هم گفتند : اى رسول خدا بيم داريم كه دشمن گمان برد ما از ترس رويارويى با آنان بيرون رفتن از مدينه را خوش نمى داريم و اين موجب گستاخى ايشان شود . شما در جنگ بدر فقط همراه سيصد مرد بودى و خداوندت به آنان پيروزى بخشيد و حال آنكه امروز مردمى بسياريم و آرزوى چنين روزى را داشتهايم و خداوند آن را در كنارمان فراهم آورده است . اين گروه جامهء جنگى پوشيده و شمشير بسته بودند و همچون دليران مى نمودند و پيامبر ( ص ) اصرار آنان را در اين باره خوش نمى داشت .
ابو سعيد خدرى گفت : اى رسول خدا به خدا سوگند كه يكى از دو كار پسنديده و خير بهرهء ما خواهد شد . يا خداوند ما را بر آنان پيروز مى فرمايد كه همان چيزى است كه مى خواهيم و خداوند آنان را براى ما زبون مى فرمايد و اين جنگ هم مانند جنگ بدر مىشود و جز گروهى اندك و پراكنده از دشمن باقى نمى ماند ، فرض ديگر اين است كه خداوند شهادت را به ما ارزانى مى دارد ، به خدا سوگند براى ما مهم نيست كدام يك صورت بگيرد كه هر دو خير است . به ما خبر نرسيده كه پيامبر ( ص ) پاسخى به او فرموده باشد ، ابو سعيد سكوت كرد . حمزة بن عبد المطلب گفت : سوگند به كسى كه بر محمد ( ص ) قرآن را نازل فرموده است . من امروز چيزى نخواهم خورد تا با شمشير خود بيرون از مدينه با آنان به چالاكى نبرد كنم و گفته مىشود كه حمزه روز جمعه و شنبه روزه بود و با حال روزه با دشمن نبرد كرد .
نعمان بن مالك بن ثعلبه ، كه از بنى سالم است ، گفت : اى رسول خدا من گواهى
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 187
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٨٧