هر منزلى كه مى رسيدند مردان را تحريض مى كردند و كشته شدگان در بدر را به يادشان مى آوردند و قريش هم در هر آبشخورى فرو مى آمد و از شترانى كه در كاروان ابو سفيان بوده است مى كشتند و مى خوردند و با مصرف زاد و توشهء فراوانى كه جمع كرده بودند خود را تقويت مى كردند .
واقدى مى گويد : و چون قريش از ابواء مى گذشت گروهى از آنان گفتند شما زنان را همراه خود آوردهايد و ما بر آنان بيمناكيم . بياييد گور مادر محمد را نبش كنيم كه به هر حال زنان ناموسند و اگر يكى از زنان شما اسير شد ، به محمد خواهيم گفت اينك استخوانهاى مادرت با ماست و اگر او آن چنان كه مدعى است نسبت به مادرش نيكوكار باشد ، زنان اسير شما را با آن مبادله خواهد كرد و اگر بر زنان شما دست نيابد ، باز هم در قبال استخوانهاى مادرش ، اگر نسبت به او مهربان باشد ، مال بسيارى خواهد داد . ابو سفيان با خردمندان قريش در اين باره رايزنى كرد و گفتند : اصلا در اين باره هيچ سخنى مگو كه اگر ما چنين كنيم بنى بكر و خزاعه همه مردگان ما را از گور بيرون مى كشند .
واقدى مى گويد : قريش بامداد روز پنجشنبه كه همين روز بيرون آمدن ايشان از مكه بود در ذو الحليفه بودند ، و خروج ايشان از مكه روز پنجم شوال سى و دومين ماه هجرت پيامبر بود . چون به ذو الحليفه رسيدند سوارانى از آنان بيرون آمدند و در زمين پستى فرود آمدند . پيامبر ( ص ) شب پنجشنبه دو جاسوس به نام آنس و مونس پسران فضاله را گسيل فرمود و آن دو در عقيق به قريش برخوردند و همراه آنان آمدند و همين كه سواران قريش در آن زمين فرود آمدند ، آن دو خود را به پيامبر ( ص ) رساندند و خبر دادند . مسلمانان ميان آن زمين كه نامش وطاء بود و احد و جرف تا عرصه ، كه امروز به آن عرصه البقل مى گويند ، زراعت كاشته بودند و ساكنان آن مناطق افراد قبايل بنى سلمه و حارثه و ظفر و عبد الاشهل بودند . در آن روزگار در جرف آب نسبتا روى زمين بود ، هر چند مقدارش كم بود و شترهاى آبكش ساعتى معطل مى شدند ولى پس از اينكه معاويه قناتهاى منطقهء غابه را حفر كرد ، آبهاى اين منطقه فروكش كرد . مسلمانان شب پنجشنبه ابزار و وسايل كشاورزى خود را به مدينه منتقل كرده بودند . مشركان كه آمدند شتران و اسبهاى خود را ميان زراعت مسلمانان رها كردند ، در آن هنگام زراعت خوشه بسته و نزديك درو كردن بود . اسيد بن حضير در منطقه عرض بيست شتر آبكش داشت كه زراعت جو او را آبيارى مى كردند . مسلمانان در مورد كارگران و شتران آبكش و ابزار كشاورزى خود رعايت احتياط را كرده بودند . مشركان روز پنجشنبه را تا شب همانجا
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 184
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص١٨٤