تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
واقدى مى گويد : سهيل بن عمرو كه همراه مالك بن دخشم كه او را به اسيرى گرفته بود حركت مى كرد ، چون به تنوكه كه ميان سقيا و ملل است رسيدند ، به مالك گفت : براى قضاى حاجت آزادم بگذار . مالك همچنان كنار او ايستاد . سهيل گفت : شرم دارم ، اندكى از من فاصله بگير . مالك فاصله گرفت ، سهيل دست خويش را از بند بيرون كشيد و راه خود را گرفت و رفت . چون دير كرد مالك بن دخشم روى به مردم كرد و فرياد برآورد و مردم به تعقيب سهيل پرداختند و پيامبر ( ص ) هم به تن خويش به تعقيب او پرداخت و فرمود هر كس او را پيدا كند بكشدش . قضا را پيامبر ( ص ) خود او را يافت كه خويش را ميان خار بن ها مخفى كرده بود ، فرمان داد دستهايش را به گردنش بستند و او را به مركب خود بست و سهيل تا رسيدن به مدينه يك قدم هم سوار نشد . واقدى مى گويد : اسحاق بن حازم بن عبد الله بن مقسم از جابر بن عبد الله انصارى برايم نقل كرد كه مى گفته است : پيامبر ( ص ) در حالى كه سوار بر ناقه قصواى خود بود اسامة بن زيد را ديد . او را سوار كرد و جلو خود نشاند . در همان حال سهيل بن عمرو دستهايش بر گردنش بسته بود . و كنار ناقه حركت مى كرد و چون اسامه سهيل را ديد گفت : اى رسول خدا اين ابو يزيد است فرمود : آرى اين همان است كه در مكه نان اطعام مى كرد . بلاذرى مى گويد : اسامة بن زيد كه در آن هنگام نوجوانى بود گفت : اى رسول خدا اين همان كسى است كه در مكه به مردم ثريد - تريت - مى داد و آن را با سين تلفظ كرد . مى گويد [ ابن ابى الحديد ] : اين نوعى لكنت معكوس است . چون معمولا سين را به صورت « ث » تلفظ مى كنند ولى اسامه « ث » را به سين تلفظ كرده است . بعضى هم مى گويند اسامه گفت : اين كسى است كه به مردم در مكه شريد مىدهد و آن را « شين » ضبط كرده‌اند . بلاذرى همچنين مى گويد : مصعب بن عبد الله زبيرى از قول مشايخ خود نقل مى كرد كه چون اسامه در آن روز سهيل بن عمرو را ديد گفت : اى رسول خدا اين همان است كه در مكه به مردم تريد مى خوراند پيامبر ( ص ) فرمود : آرى ، اين ابو يزيد است كه در مكه خوراك اطعام مى كرد ولى در راه خاموش كردن پرتو خداوند كوشش مى كرد و