تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
واقدى مى گويد : روايت شده است كه چون اين شعر به اطلاع پيامبر ( ص ) رسيد رقت كرد و فرمود : « اگر اين شعر را پيش از كشتن او شنيده بودم او را نمى كشتم . » واقدى مى گويد : چون سهيل بن عمرو اسير شد عمر بن خطاب گفت : اى رسول خدا دستور فرماى دندانهاى پيشين و زبان او را قطع كنند تا ديگر نتواند عليه تو خطبه ايراد كند . پيامبر ( ص ) فرمود : هرگز او را مثله نمى كنم كه با آنكه پيامبرم خداوند مرا مثله فرمايد . وانگهى شايد در آينده كارى انجام دهد كه آن را ناخوش نداشته باشى . » چون خبر رحلت پيامبر ( ص ) به مكه رسيد سهيل بن عمرو برخاست و خطبه‌اى همچون خطبهء ابو بكر در مدينه ايراد كرد ، آنچنان كه گويى همان را مى شنود و بازگو مىكند و چون اين موضوع به اطلاع عمر رسيد گفت : گواهى مى دهم كه تو رسول خدايى و منظورش پيشگويى آن حضرت در اين مورد بود كه فرموده بود شايد در آينده كارى انجام دهد كه آن را ناخوش نداشته باشى . واقدى مى گويد : على ( ع ) مى گفته است : روز جنگ بدر جبريل ( ع ) به حضور پيامبر آمد و او را مخير گردانيد كه اسيران را بكشد يا از ايشان فديه بگيرد ولى در ازاى فديه گرفتن به شمار اسيران در سال بعد از مسلمانان شهيد خواهند شد . پيامبر ( ص ) اصحاب خود را فرا خواند و فرمود اين جبريل ( ع ) است كه شما را در مورد اسيران مخير مىكند كه گردنشان زده شود يا از آنان فديه گرفته شود ولى در سال آينده از شما به شمار ايشان شهيد خواهند شد . گفتند : فديه مى گيريم كه فعلا كمكى براى زندگى باشد و كسانى هم كه از ما شهيد شوند به بهشت خواهند رفت و بدين گونه پيامبر از ايشان فديه گرفت و به شمار اسيران در سال بعد در جنگ احد از مسلمانان شهيد شدند . مى گويد [ ابن ابى الحديد ] : اگر اين حديث درست مى بود مسلمانان مورد عتاب قرار نمى گرفتند و خداوند متعال نمى فرمود : « نشايد پيامبر را كه براى او اسيرانى باشد تا آنكه بسيارى را در زمين بكشد ، شما نعمت اين جهانى را مى خواهيد و خداوند نعمت آخرت را و خدا نيرومند درست كردار است . » و پس از اين آيه فرموده است : و اگر نوشته‌اى از خداوند كه - بر لوح تقدير - پيشى گرفته است نمى بود شما را در آنچه گرفتيد عذابى بزرگ مى رسيد . » زيرا اگر اين موضوع را بر آنان حلال فرموده بود و گرفتن فديه
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 141 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى