اين دو ماهيچه ( براى بستن دهان ) از بافت نرمى برخوردار است ، زيرا ( عصب آن ) به سرمنشأ خود - يعنى مغز كه از جسمى در نهايت نرمى تشكيل شده - نزديك مىباشد ، بين آن دو و مغز چيزى جز يك استخوان حايل نمىباشد ، بنا بر اين ( نرمى ) و بيم مشاركت مغز با اين دو ماهيچه در آسيبها كه بسا « 1 » عارض گردد يا دردهايى ( براى گيجگاه ) اتفاق افتد تا آنجا كه عارض شده ، منجر به سرسام « 2 » و مانند آن از بيمارىها « 3 » ، گردد « 4 » لذا آفريدگار سبحان آن دو « 5 » را از سر آغاز و سرچشمه خود از مغز در پوشش دو استخوان زوج ، پنهان نموده و عبور داده آن دو را مسافتى شايسته در كانال و پناهگاهى طاق « 6 » مانند كه از دو استخوان زوج و از پيچ خمهاى سوراخ منفذ آن شكل گرفته و جوانب آن كانال ، دو ماهيچه ( عصب ) را تا گذر كردن « 7 » از استخوان زوج پوشانده تا اين كه بافت آن به تدريج ( با درازى مسافت ) سفت شود و از رويشگاه نخستين خود اندك اندك دور گردد .
براى هر يك از اين دو ماهيچه وتر بزرگى به وجود آمده كه بر كناره فك پايينى مشتمل مىباشد ، پس هرگاه وتر دچار انقباض گردد فك را بالا مىبرد ( و دهان بسته مىگردد ) .
دو ماهيچه كه از درون دهان عبور نموده و به سوى فك پايين سرازير مىشود ( در بستن دهان ) ، اين دو ماهيچه ( گيجگاهى ) را يارى مىنمايد ، آنها در دو فرو رفتگى ( در هر جانب از فك ) قرار دارند « 8 » ، زيرا بالا كشيدن شىء سنگين ، تدبير در يارى طلبيدن نيروى زيادى را مىطلبد .
هامش
( 1 ) در نسخههاى تهران و شرح آملى و جيلانى ( عسى ) مىباشد كه ( بسا ) ترجمه شد و در نسخه بولاق ( غشى ) مىباشد كه نتيجه آسيب به گيجگاه مىباشد كه در پاورقى بعد بدان اشاره شده است .
( 2 ) اختلاط دماغى .
( 3 ) مانند تبها ، سكته ، سرگيجه ، تشنج و « غشى » و . . . .
( 4 ) به خاطر اين تقارن چه بسا ضربه اندكى به گيجگاه باعث مرگ گردد .
( 5 ) مقصود دو عصب ماهيچه در دو گيجگاه مىباشد .
( 6 ) طاق ترجمه واژه ازج مىباشد و طبق لغت مىتوان آن را بنا و خانه طويل نيز معنا كرد براى افاده اين معنا واژه كانال به كار برده شد .
( 7 ) مجاوزة از نسخه تهران ترجمه شد .
( 8 ) تا اين كه در دهان برآمدگى بزرگى نمايان نگردد .