( از دو طرف ) دچار انقباض گردد ، دهان تنگ و به سوى جلو آشكار مىگردد ( غنچه مىگردد و اين رشته ) مانند بند كيسه نسبت به كيسه عمل مىنمايد ؛
3 . منشأ رشته سوم از نزد زايده اخرم در شانه آغاز مىگردد « 1 » تا اين كه بالاى پيوندگاه آن ماهيچه « 2 » متصل مىشود و لب را همگون و يك نواخت به دو طرف مايل مىگرداند « 3 » ؛
4 . منشأ رشته چهارم از خارهاى مهره گردن « 4 » مىباشد كه به موازات دو گوش عبور مىنمايد و به انتهاى گونه « 5 » پيوند مىخورد و باعث حركت آشكار گونه مىگردد كه به دنبال آن لب ( بالا ) نيز حركت مىنمايد ، بسا اين رشته در برخى از انسانها به بيخ
گوش بسيار نزديك بوده و در نتيجه ( انتهاى ماهيچه ) بدان پيوند مىخورد و باعث حركت گوش مىگردد . « 6 »
فصل هفتم : تشريح ماهيچههاى لب
از ماهيچههاى لب - چنانچه گفتيم - ماهيچهاى است كه با گونه مشترك مىباشد و از ماهيچههاى اختصاصى لب چهار ماهيچه مىباشد : دو ماهيچه « 7 » از بالاى سمت رخسار مىآيد و به نزديكى انتهاى لب ( فوقانى ) متصل مىگردد و دو ماهيچه از جانب پايين ( چانه ) مىآيد « 8 » و براى حركت دادن لبها تنها اين چهار ماهيچه كافى است ، زيرا هرگاه يكى از آنها حركت كند ، لب را به آن جانب حركت مىدهد و هرگاه دو تا ماهيچه از دو
هامش
( 1 ) در حالى كه بالا مىآيد از دو طرف گردن عبور مىكند .
( 2 ) آن بخش از ماهيچه كه پيش از اين گفته شد .
( 3 ) لذا با جمع شدن آن دو رشته ، خنده به وجود مىآيد و با جمع شدن يكى از آن دو ، حالت لقوه دست مىدهد .
( 4 ) مهره دوم گردن .
( 5 ) كه دو استخوان رخسار مىباشد ( نسخه شرح آملى ص 253 ) و در نسخه بولاق و تهران اجزاى گونه دارد .
( 6 ) لذا بعضى از افراد مىتوانند گوشهاى خود را تكان دهند ، و بيشتر كسانى كه گردن بلندى دارند و موضع گوش آنان پايين است چنين توانى مىباشد .
( 7 ) هر يك از سمت چپ و راست .
( 8 ) به انتهاى لب پايين متصل مىگردد .