وتر اين دو ماهيچه ( فك ) « 1 » از وسط آن دو و نه از انتهاى آن مىرويد تا از استحكام بيشترى بر خوردار باشد . « 2 »
( ماهيچههاى بازكننده دهان )
رشتههاى « 3 » ماهيچه بازكننده دهان و پايين آورنده فك از زوايد سوزنى ( نيزهاى ) پشت گوش نشأت مىگيرند ، پس ( از به هم پيوستن اين رشتهها و پر شدن آن توسط گوشت ) ماهيچه واحدى را تشكيل مىدهد ، سپس به صورت وترى محض مىگردد تا استحكام زيادى به دست آورد ، سپس دوباره رشته رشته شده و از گوشت آكنده گشته و تبديل به ماهيچه مىگردد ؛ لذا آن را ماهيچه مكرر مىنامند ( دليل وتر گرديدن آن ) تا به سبب طول امتداد در معرض آسيب قرار نگيرد ، سپس به محل خم شدن فك به سوى چانه تماس پيدا مىنمايد ، پس هرگاه كه دچار انقباض گردد استخوان فك را به سوى عقب مىكشد بناچار فك به پايين مىآيد ( و دهان باز مىگردد . ) و از آنجا كه سنگينى طبيعى به يارى آن مىآيد ، دو ماهيچه كفايت مىنمايد و به ماهيچه ديگرى نياز نمىباشد .
( ماهيچههاى جونده )
دو ماهيچه براى جويدن غذا ، از هر طرف يك ماهيچه به شكل مثلّث مىباشد ، هرگاه سر يك زاويه از زواياى آن مثلث در گونه ترسيم گردد دو ساق آن امتداد مىيابد ، يكى به سمت فك پايين سرازير مىگردد و ديگرى به سمت استخوان زوج ( گيجگاهى ) بالا
هامش
( 1 ) شارح حكيم گيلانى مىگويد : مقصود وتر دو ماهيچه اصلى مىباشد نه دو ماهيچه يارى رسان ، چنان كه برخى توهم نمودهاند و در مقابل شارح آملى معتقد است ، مقصود وتر دو ماهيچه يارى رسان مىباشد كه مانند دو ماهيچه اصلى وترشان از وسط ماهيچه نشأت مىگيرد و شارح آملى در ادامه مىگويد : شيخ الرئيس به وجود چهار ماهيچه براى بستن دهان تصريح ندارد ، زيرا اين دو ماهيچه يارى رسان هنگام انبساط در فك به دو ماهيچه اصلى جوش خورده و وتر آنها نيز از وسط ماهيچه مىآيد لذا علماى تشريح در وجود آن دو اختلاف نمودهاند برخى وجود آن دو را نفى كرده و گروهى آن دو ماهيچه را به منزله دو جزء براى دو ماهيچه اصلى تلقى مىنمايند .
( 2 ) زيرا وسط دو ماهيچه فك از انتهاى آن كلفتتر مىباشد لذا بر خلاف ديگر وترها كه از انتهاى ماهيچهها مىرويند ، وتر فك از وسط دو ماهيچه خود رويش مىنمايد .
( 3 ) مقصود رشتههاى رباط دو ماهيچه باريك مىباشد .