خروج عصب ( از پايين مهره ) محل فرو رفتگى دوم كه براى دو زايده كه در دو گودى مهره دوم داخل شده و توسط مفصل روان متحرك ، باعث حركت سر به سوى جلو و عقب مىگردد « 1 » و نيز شايسته نيست خروج عصب از عقب و جلوى مهره گردن به دلائلى كه درباره ديگر مهرهها « 2 » ذكر شد ، و نه از دو جانب ( جلوى مهره ) « 3 » به دليل نازك شدن دو طرف استخوان ( جلوى ) مهره به سبب عبور زايده دندانهاى از آن ، پس بايد خروج عصب از مهره اول درست اندكى پايينتر از مفصل سر و متمايل به عقب از دو جانب باشد ، يعنى جايى كه ميان عقب و پهلوى مهره قرار دارد ، پس بناچار بايد اين دو سوراخ كوچك و عصب نيز باريك باشد .
ويژگى مهره دوم گردن
بر خلاف مهرة اول ، خروج عصب از بالاى مهره دوم ممكن نيست ، زيرا در صورت خروج عصب از آن مانند مهره اول ، خطر آن است « 4 » كه بر اثر حركت مهره اول به دليل خم شدن سر رو به جلو و بازگشت آن به عقب ، عصب دچار پارگى و كوفتگى گردد و به همين دليل ممكن نيست عصب از جلو و عقب مهره و همچنين از دو جانب ( جلوى ) آن « 5 » خارج گردد « 6 » ، زيرا اگر چنين بود ( سوراخ ) در محلى مشترك با مهره اول قرار مىگرفت و بناچار مىبايد اين زوج عصب نيز باريك مىگرديد و لذا ناتوانى عصب مهره اول را جبران نمىنمود در نتيجه زوجهاى عصبى ناتوان با هم گرد مىآمدند و به علاوه ( در صورت
هامش
( 1 ) چنانچه قبلًا گذشت مفصل دوم كه باعث حركت سر به سمت جلو و عقب مىگردد بر مهره دوم گردن قرار دارد ولى اينجا در بحث ويژگىهاى مهره اول و عدم خروج عصب از پايين آن آورده شده است .
( 2 ) چنانچه پيش از اين گفته شد بدليل فقدان حفاظت در عقب مهره و كشش سنگينى طبيعى بدن به سوى جلوى مهره .
( 3 ) مقصود از دو جانب در عبارت قانون دو پهلوى ( چپ و راست ) مهره نمىباشد ؛ زيرا اولًا در چند سطر پيشتر بيان شد و نياز به تكرار وجود ندارد و ثانياً با تعليل ارائه شده سازگار نمىباشد پس منظور از آن ، دو طرف جلوى مهره مىباشد .
( 4 ) اين خطر درباره مهره اول وجود ندارد ؛ زيرا مهره اول با استخوان سر چون استخوان واحدى عمل مىكنند لذا مهره با حركت سر دچار حركت نمىگردد .
( 5 ) منظور از دو جانب مانند مهره اول است يعنى دو جانب از جلوى مهره يا عقب مهره .
( 6 ) بلكه در اين حالت خطر پارگى عصب با حركت گردن بيشتر مىباشد .